تبليغاتX
تاک بیدار


    

   

                                            

                        «  با تاسي به قانون اساسي ، بازگشت به انديشه هاي امام و پيروي از رهبري »

                               لطفا آرامش را به جامعه برگردانيد

                                  گفتمان اقتصادي به جاي مناقشه سياسي

      

     

     

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 10:52  توسط   | 



+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 14:27  توسط  



 

در حالي كه يك سال تا پايان دوره دوم رياست آيت‌الله شاهرودي بر دستگاه قضائي باقي مانده است، گمانه‌زني‌ها درباره رياست آينده اين قوه آغاز شده است.

با توجه به عدم تمايل آيت‌الله شاهرودي بر ادامه مسئوليت در دستگاه قضائي، معرفي فرد جديدي در پايان رياست ايشان بر دستگاه قضائي توسط رهبر انقلاب قطعي است و‌ در اين حال، در گمانه‌زني‌هاي انجام‌شده نام شش چهره روحاني براي رياست آينده دسگاه قضائي مطرح شده است.

حجت‌الاسلام‌والمسلمين ابراهيم رئيسي كه داراي 25 سال سابقه قضائي است، يكي از گزينه‌هاي رياست آينده دستگاه قضائي مي‌باشد که اجتهاد وي در انتخابات مجلس خبرگان توسط شوراي نگهبان تأييد شده است.

آيت‌الله صادق لاريجاني، عضو فقهاي شوراي نگهبان كه حدود بيست سال سابقه تدريس خارج فقه و اصول دارد، از جمله چهره‌هاي حوزوي مطرح براي رياست آينده دستگاه قضائي است.

آيت‌الله دري نجف‌آبادي، دادستان كل كشور نيز از جمله چهره‌هاي مورد توجه در گمانه‌زني‌ها براي رياست آينده دستگاه قضائي است و در کنار او نام حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيداحمد خاتمي، كارپرداز مجلس خبرگان رهبري نيز در مطبوعات مطرح شده است.

اما پنجمين چهره‌اي كه به تازگي از او به عنوان گزينه احتمالي رياست دستگاه قضائي نام برده مي‌شود، حجت‌الاسلام‌والمسلمين ناطق نوري است كه در مقايسه با ديگران، از سابقه اجرايي بالاتري برخوردار است.

وي علاوه بر وزارت كشور در دوران امام خميني(ره)، رياست مجالس چهارم و پنجم را بر عهده داشته و بيش از ده سال است كه مسئوليت بازرسي ويژه رهبري را بر عهده دارد كه در اين مدت، رسيدگي به برخي پرونده‌هاي مهم قضائي را نيز بر عهده داشته و از چهره‌هاي مورد اعتماد رهبر انقلاب به شمار مي‌رود.

 

در اين ميان، نام آيت‌الله محمدي ري‌شهري نيز مطرح است. وي علاوه بر جايگاه علمي و تجربه دادستاني، سابقه خدمت به عنوان نخستين وزير اطلاعات جمهوري اسلامي را نيز دارد و اكنون نماينده رهبر انقلاب و سرپرست حجاج ايراني است.

انتصاب پنجمين رئيس قوه قضائيه در حالي توسط رهبر انقلاب صورت مي‌گيرد كه پس از آيت‌الله شهيد بهشتي، آيت‌الله موسوي اردبيلي، دادستان كل كشور، توسط حضرت امام(ره) به اين سمت منصوب شد و پس از آن توسط رهبر انقلاب، آيت‌الله يزدي، از فقهاي حوزه علميه و نايب رئيس دو دوره مجلس شوراي اسلامي براي ده سال و آيت‌الله شاهرودي از اعضاي فقهاي شوراي نگهبان و حوزه علميه نيز براي مدت ده سال به اين سمت منصوب شدند.

 

هم‌اكنون نكته اينجاست كه با توجه به اختيارات بالاي رئيس دستگاه قضائي، چگونه فردي اين مسئوليت خطير را بر عهده گيرد كه علاوه بر قوّت علمي و اجتهاد، از توان بالاي مديريتي نيز برخوردار باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 16:26  توسط   | 



سيد محمد خاتمي و «بوندويک» پس از ديدار دوجانبه در اسلو در جمع خبرنگاران رسانه‌هاي نروژي و بين‌المللي حاضر شدند و به سؤالات آنان پاسخ گفتند.

در ابتدا نخست‌وزير سابق نروژ، در مورد کارگروه زنان که روز گذشته با مشارکت بنياد گفت‌وگوي تمدن‌ها (ژنو) در اسلو برگزار شد، توضيحاتي ارائه کرد. در پايان اين گزارش دو طرف بر ادامه همکاري‌هاي مشترک و توسعه فعاليت‌هاي دو بنياد تأکيد کردند.

به گزارش روابط عمومي موسسه بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگها و تمدنها، نخستين سؤال را خبرنگار يکي از شبکه‌هاي خبري نروژ در مورد پرونده اتمي ايران مطرح کرد.

سيد محمد خاتمي در پاسخ توضيح مختصري درباره سير پرونده ايران داده و با اشاره به عضويت ايران در NPT بر حق ايران براي بهره برداري از فن آوري صلح آميز هسته‌اي تأکيد کرد.


وي در ادامه افزود: افزايش قيمت نفت و کاهش ذخاير جهاني نفت و گاز، جهان را ناگزير از روي آوردن به سمت بهره گيري از انرژي‌هاي نو خواهد کرد. در حال حاضر پرونده ايران مشکل حقوقي ندارد و آنچه امروز مسأله را بغرنج کرده بحثي سياسي است. حق ايران کاملاً روشن است و ايران در چارچوب مقررات آژانس حرکت مي‌کند. راه حلي جز مذاکره بدون شرط براي باز کردن گره پرونده هسته‌اي ايران وجود ندارد و تهران آماده نشستن بر سر ميز مذاکره است. مذاکره‌اي بدون هرگونه پيش شرط. منطقه ما منطقه‌اي بحران زده و در عين حال استراتژيک است و هر بحران ديگري در منطقه، خصوصاً اگر ايران يکي از طرف‌هاي آن باشد براي همه زيانبار خواهد بود.

سؤال دوم به انتخابات آينده رياست جمهوري در ايران و چگونگي مشارکت مؤثر ايران در بازگرداندن ثبات به عراق اختصاص يافت.

سيد محمد خاتمي در پاسخ به اين سؤال انتخابات آينده در ايران را مشابه انتخابات در کشورهاي ديگر دانست و از اينکه تغيير ساختار قدرت در ايران از طريق انتخابات صورت مي‌گيرد اظهار خرسندي کرد.

وي در ادامه اظهار داشت: مسائل داخلي مختص ايران نيست و کم و بيش در تمام کشورها شاهد بروز اختلاف نظرهاي داخلي هستيم. البته بديهي است که در کشورهايي با دموکراسي نوپا شاهد بروز مسائل و مشکلات بيشتري باشيم، اما من به سرانجام کار خوشبينم. در مورد انتخابات آينده رياست جمهوري در ايران هم نتيجه هرچه باشد، چنانچه برآمده از آراي آزاد مردم باشد، قابل قبول و مورد احترام است. در مورد عراق هم همه ما شاهديم که عراق در بحران جدي به سر مي‌برد. ايران از نفوذ زيادي در عراق برخوردار است، اما نبايد از نفوذ ايران تعبير دخالت در امور عراق کرد. اين نفوذ ريشه‌اي تاريخي دارد. ما با اشغال عراق مخالف بوديم، مشکل عراق مي‌توانست به صورت ديگري حل شود. وضعيت فعلي به نفع افراطيون است. عراق نيازمند امنيت است و اين امنيت بايد توسط خود عراقي‌ها برقرار شود. ما از ابتدا طرفدار استقرار قانون اساسي و دموکراسي بوديم و خوشبختانه در هر دو کشور دوستان ما بر سر کار آمدند. روا نيست که نفوذ تاريخي ايران در منطقه به دخالت تعبير شود. ايران نه قصد دخالت در امور داخلي عراق را دارد و نه به چنين کاري دست مي‌زند.

وي افزود: سياستمداران منصف اروپايي و آمريکايي به درستي به اين مسأله معترفند که ايران بايد در حل بحران منطقه نقشي محوري داشته باشد. چه بسا ادعاي دخالت ايران در عراق و فشا نابه جا به ايران منجر به تقويت برخي جريانهاي تندرو در منطقه شود و اين خود خشونت مضاعف را به دنبال خواهد داشت. اشتباهات آمريکا در اشغال عراق و افغانستان سبب تقويت و بسط خشونت در منطقه شده و اميدوارم آمريکا و هم پيمانانش با اشتباهي ديگر وضعيت بحراني منطقه را بحراني تر نکنند.

رئيس جمهوري سابق ايران در پاسخ به سؤال خبرنگار آسوشيتدپرس درباره انتخابات آينده رياست جمهوري آمريکا و تأثير آن در روابط ايران و آمريکا و دنياي اسلام و غرب گفت: انتخابات آمريکا مربوط به مردم آمريکا است. لزوماً روي کار آمدن رئيس جمهوري جديد مسائل را حل نخواهد کرد. آنچه لازم است تغييري اساسي کند سياستها و استراتژي هاست. سياستمداران آمريکايي بايد اين حقيقت را باور کنند تهديد و زور در روابط دنياي امروز جايي نداشته و به ابزاري مضر تبديل شده است. آمريکا براي دنيا برادر بزرگ تر نيست. آمريکا هم کشوري است از کشورهاي دنيا و البته کشور بزرگ و قدرتمندي است. اما سياستمداران آمريکايي بايد بپذيرند که همه کشورها منافع و شخصيت قابل احترامي دارند. اميدوارم سياستهاي دولت بعدي آمريکا واقع بينانه تر باشد.

وي گفت: زمان آن فرا رسيده که آمريکا به جاي اينکه قدرت سياسي، اقتصادي و علمي خود را صرف سرکوب و تحقير و اشغال کند، آن را در راه توسعه و ثبات و امنيت در جهان به کار بندد. آمريکا در حالي عامل ترويج خشونت در جهان شده که مي‌توانست بزرگ ترين نقش را در استقرار ثبات بين المللي بازي کند. آمدن و رفتن افراد مهم نيست، وقت آن رسيده که سياست‌ها قدري منطقي، خردورزانه و صلح جويانه باشند.

بندويک هم در ادامه اظهار اميدواري کرد پس از تغييرات سياسي ماه‌هاي آينده در آمريکا و ايران شاهد گفت‌وگو و ارتباط منطقي ميان دو کشور باشيم.

خبرنگار AFP سؤال مشابهي در مورد انتخابات آينده رياست جمهوري در ايران و موضع رئيس‌جمهوري سابق کشورمان با توجه به اعلام بازنشستگي وي پرسيد.

پاسخ سيد محمد خاتمي با اين جمله آغاز شد که آدمي در گذر ايام به سن و سالي مي‌رسد که نيازمند آرامش براي تمرکز بر پاره‌اي امور شخصي خويش دارد، اما متأسفانه سياست بازنشستگي ندارد. من هم مانند هر ايراني نسبت به سرنوشت کشورم حساسم و تا جايي که بتوانم فعال خواهم شد. تصميم در زمينه نوع فعاليت من به شرايط کشور و اينکه کجا مي‌توانم آرمانها را بهتر پياده و پيگيري کنم بستگي دارد.

وي افزود: در حال حاضر از فعاليت‌هاي بين‌المللي خود راضيم و در دنياي اسلام نيز براي توجيه و پيشبرد تفکر منطقي، خردورزانه و آزاديخواهانه اسلام که سخت به آن معتقدم و نيز برقراري فرهنگ ديالوگ براي رسيدن به صلح توأم با عدالت و کرامت تلاش مي‌کنم. بايد منتظر آينده بود.

خبرنگار ديگري با اشاره به خبرهاي منتشر شده در مورد اجراي دو حکم اعدام در ايران خواستار توضيح سيد محمد خاتمي شد. رئيس بنياد گفت و گوي تمدن‌ها (ژنو) با تأکيد بر اين نکته که هيچ انسان معتدلي از کشته شدن يک انسان خرسند نمي‌شود ادامه داد: مجازات اعدام در بخشهايي از دنيا با توجيهات حقوقي خاصي اجرا مي‌شود و در بسياري از سيستم‌ها نيز منع شده است. در بخشهايي از آمريکا هم مجازات اعدام هنوز اجرا مي‌شود. اسلام هم براي برخي جرايم مجازات اعدام را تأييد کرده، اما شرايطي که براي اجراي اين حکم در نظر گرفته به گونه‌اي است که اجراي اين حکم به ندرت صورت مي‌گيرد. من معتقدم نبايد در صدور و اجراي حکم اعدام سخاوتمند بود. رهبري ايران و رئيس قوه قضائيه هم علاقمندند صدور و اجراي حکم اعدام در ايران به حداقل برسد.

يکي ديگر از خبرنگاران حاضر در اين جلسه با اشاره به انتشار اخباري غيررسمي از تمرينات نظامي اسرائيل براي حمله به تأسيسات اتمي ايران نظر سيد محمد خاتمي را در اين مورد جويا شد. خاتمي با تبليغاتي خواندن اين اخبار تصريح کرد: اسرائيل در حال حاضر به هيچ وجه در موقعيت مناسبي قرار ندارد و بعيد است مرتکب چنين اشتباهي بشود. اين روشها بحران زا است، نه از بين برنده بحران. ايران به هيچ عنوان از بروز بحران استقبال نمي‌کند. آمريکا و اسرائيل هم بايد بدانند که اگر بحراني نو ايجاد شود دود آن به چشم همگان خواهد رفت.

آخرين سؤال نيز به درخواست يکي از مقامات ارشد نروژ از دولت ايران براي تجديد نظر در مجازات اعدام کودکان در ايران اختصاص يافت که سيد محمد خاتمي در پاسخ تصريح کرد: مجازات اعدام در مورد کودکان بزهکار در ايران به هيچ وجه پيش از رسيدن به سن قانوني اجرا نمي‌شود.

منبع : تابناک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 16:10  توسط   | 



 

  

چند روز پیش تصمیم داشتم برای دخترم هدیه ای بخرم ازسرمهر تا شاید گوشه ای از محبت بی کرانش راجبران نمایم. از این رو یک روز بعد ازفراغت ازکاربه همین قصد به سمت بازارتهران روانه شدم بادوصد شور وشوق. شنیده بودم آنجا ازشیرمرغ تاجون آدمیزاد پیدا می شود با تنوع زیاد قیمت.

به توصیه یکی از دوستانم به کوچه مروی دربازارتهران رفتم ، به راستی متاعی نیست که بخواهی وآنجا درپیدا کردنش در مضیغه باشی.

من نیز پس از مدت کوتاهی آنچه میخواستم را یافتم. بسیارشادمان بودم. یادم هست که عروسکی بود خرس جمال با پیراهن دکمه ای برتن. رفتم داخل مغازه وازفروشنده تقاضا کردم که آنرا برای وارسی بیشتربه من دهد،آری درست همانی بود که میخواستم. اما دیری نپائید که خوشحالی من با اعلام قیمت ازسوی فروشنده به

غمگینی مبدل شد. قیمت بسیار بیشتر از موجودی جیبم بود.

چندین مغازه دیگر را هم سرزدم اما انگار عروسک هم به جرگه کالاهای لوکس پیوسته بود که خرید آن از عهده کارمندانی مثل من خارج بود. خواستم کالای دیگری را برای خرید انتخاب کنم اما انگار تورم وگرانی منحصر به کالای خاصی نبود.

قیمت ها به طرز بی سابقه ای افزایش یافته بود. هرچه را انتخاب می کردم باید چندین برابر گذشته اسکناس سبز میدادم.

حال چندین ماه عدم دریافت حقوق راهم به این ماجرا اضافه کنید.

بله درست شنیدید چندین ماه عدم دریافت حقوق که آن هم قصه ای داردبس شنیدنی......

امروز درست 3ماه و2روز است که از پرداخت آخرین حقوق ماهانه می گذرد و ظاهراً امیدی هم به روزهای آینده نیست.

یادم هست که آخرین بار که برای دریافت حقوق هایمان مراجعه کردیم اواخر سال گذشته بود. آن هم بدون پرداخت اضافه کاریها وحق مأ موریتها واز آن زمان تا کنون دیگر هیچ!!!

البته بی انصافی است اگر نگویم به علت فشار بی سابقه پرسنل اعلام شد که مبلغی به صورت علی الحساب به حساب هر یک از آنها واریز شد،200 هزار تومان،300 هزار تومان در همین حدود....به بعضی ها هم که اصلاً پولی نرسید.

با این اوصاف تنها راهی که مانده بود گذشتن ازخیرخرید عروسک یا هر هدیه دیگری. بنابراین تصمیم گرفتم در مسیر خانه یک سری هم به پارک سرکوچه زده وبه دور از چشم باغبان پارک، گلی را ازدم تیغ احساس بگذرانم و با لبخندی مصنوعی آمیخته،نصیب دخترم کنم.

داستان بالا نوشته ای بود از یکی از همکارانم در شرکت......

به راستی اشکال کار کجاست که  مهندسی با مدرک دانشگاهی ازخرید یک هدیه برای خانواده خود عاجز است؟

به امید کنترل تورم از سوی مسئولین وبهبود وضعیت شرکت م .ب.د جهت پرداخت حقوق کارمندانش.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 16:14  توسط   | 



 این هم یادداشت اینجانب در نقد مصاحبه اقتصادی رییس جمهور محترم در رسانه ملی در تاریخ۲۵/۹/۸۶

مواضع رييس جمهور در قبال تورم و رشد لجام گسيخته  نقدينگي بازتابهاي متفاوتي را در بخشهاي مختلف جامعه به همراه داشت. به هر حال مصاحبه آقاي احمدي نژاد مانند هر مصاحبه ديگري حائز نكات مثبت و منفي سياسي و اقتصادي بود. لكن به زعم نويسنده برخي از تحليل هاي افراطي در چند روز گذشته و خروج برخي از مفسرين از دايره انصاف مانع از واقع نگري پيرامون مسائل و مشكلات اقتصادي گشت. در اين مجال و در يادداشت پيش رو سعي بر اين است كه در حد توان زواياي مختلف مصاحبه و نقاط روشن وتاريك مورد بازنگري قرار گيرد :

الف : اعتراف رييس جمهور به اشتباه دولت در اعطاي تسهيلات مسكن :

اين مورد از موارديست كه جامعه واقعاً نمي داند آنرا جزو امتيازات رييس جمهور (شجاعت اعتراف به اشتباه ) برشمرد يا ضعف وي (عملكرد اقتصادي دولت ) . به هر حال آنچه مبرهن است از گذشته كمتر شاهد بوده ايم كه مسئولين (به جز برخي استثناها) در مقابل عملكرد نامطلوب خود زبان به اقرار اشتباه گشوده باشند ، لكن اين امر چيزي از گناه عملكرد نسنجيده دولت كه موجب افزايش نقدينگي در جامعه گشت نمي كاهد.

ب : انعكاس حجم قابل توجهي از مشكلات به دوش مجلس :

شايد اين نكته از مبهم ترين نقاط مصاحبه رييس جمهور بود كه حتي واكنش نمايندگان مجلس را نيز بر انگيخت. به راستي كيست كه نداند مجلس هفتم رام ترين و هم سوترين مجلس با دولت طي ادوار گذشته بوده است؟ تا جايي كه رييس محترم مجلس افتخار اين مجلس را آرامش مطلق آن ميداند. آيا اين مجلس هماني نيست كه دست دولت را براي برداشت ميلياردها تومان از حساب ذخيره ارزي باز گذاشت تا برخلاف آنچه سياست انقباضي عنوان مي شود عملكردي انبساطي را از دولت شاهد باشيم. آيا انداختن مشكلات به دوش مجلس و مبرا دانستن دولت از تقصيرات بهانه جويي نيست؟

شايد بهترين تعبير همان تعبير آقاي افروغ باشد كه مجلس هم چوب را خورده هم پياز را .

ج : وجود عوامل مافيا در بخشهاي مهم اقتصادي از جمله مسكن :

مافيا چه كساني هستند؟ جهت پاسخ به اين سوال دو قسم به ذهن متبادر است: 1- بخش خصوصي كه خارج از دولت وبه طور مستقل عمل مي كند كه پرواضح است كه به علت شرايط خاص وسهم ناچيز اين بخش از اقتصاد كشور فاقد اثرگذاري در معادلات اقتصاديست. 2-اساساً مافيايي وجود ندارد و از آن چون گذشته به مثابه ابزاري تبليغاتي بهره جسته مي شود كه اگر وجود خارجي داشت چگونه است كه نزد افكار عمومي معرفي نمي شوند؟ كمااينكه هميشه سخن از اين طيف همراه با كلي گويي وبه شكلي مبهم بر زبان مسئولين رانده شده است، به اين عبارات كه بارها شنيده شده است توجه كنيد : بعضي از مطبوعات ، عده اي از دانه درشتها ، برخي از مديران و ...

د: تاثير عوامل خارجي از جمله كاهش ارزش دلار و افزايش قيمت واردات بر رشد تورم :

به نظر مي رسد بيان عامل فوق يكي از موجه ترين بخشهاي مصاحبه رييس جمهور بود ، به هر حال نمي توان كتمان كرد كه افزايش قيمت نفت و به تبع افزايش قيمت فراورده هاي نفتي تاثيرات مستقيمي بر اقتصاد كشوري كه مصرف كننده اين فراورده هاست خواهد شد.

اما سوال اساسي اينجاست كه به راستي چرا بايد واردات تا اين حد بي برنامه و خارج از كنترل باشد كه چنين لطماتي را به بدنه بيمار اقتصاد وارد آورد و سوال اساسي تر اينكه در دوسال گذشته رفتار دولت در اين راستا چگونه بوده است؟ آيا سياستها به سمت مهار و كنترل واردات وتكيه بر توليدات داخلي بوده يا اينكه....!؟

در هر صورت به نظر ميرسد اكنون وقت آن است كه با نظري بلند و بهره گيري از نظرات تمامي صاحب نظران اقتصادي نسخه اي پايدار براي اقتصاد بيمار كشور پيچيده شود و از متهم كردن يكديگر و فرافكني پرهيز شود.چرا كه بازنده اينگونه رفتارها مطمئناً مردمي خواهند بود كه پشتوانه اصلي نظام مقدسمان مي باشند.

                                                                                     (ناصرمهرجويي)        
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 15:0  توسط   | 



 طرح عزل مديران مجرد که در برخی استان ها به طور جدی پیگیری می شود در مناطقی از کشور ، به کارکنان عادی هم سرایت کرده به گونه ای که اولتیماتوم هایی برای افراد مجرد تعیین شده است که یا ازدواج کنند و یا اخراج شوند!

پس از آن که استاندار یکی از استان های شمالی ، بر عزل مدیران مجرد تاکید کرد ، این بار استاندار خراسان شمالی از طرح عزل مديران مجرد به عنوان "يک رويکرد در دستور کار" یاد کرد و گفت:  مديران مجرد استان براي فعاليت بايد ازدواج کنند.
به گفته محمدحسين جهانبخش به رغم اين که حکم شهردار يکي از شهرهاي تازه تاسيس استان ابلاغ شده بود، حکمش نگه داشته شد تا پس از ازدواج، شروع به کار کند.

اما این طرح گویا در یکی از سازمان های بسیار مهم نفتی کشور جدی تر از این حرف هاست و طی اولتیماتومی به همه مجردین ( و نه فقط مدیران مجرد) دستور اکید داده شده است که تا پایان تابستان ازدواج کنند و الا ...

متن این اطلاعیه را بخوانید:

سلام علیکم
با سلام
عطف به مذاکرات مکرر قبلی با همکاران مجرد در خصوص تشکیل خانواده و اجرای سنت نبوی (ص) متاسفانه مشاهدهمی گردد بعضی همکاران به وعده خود عمل نموده و همچنان مجرد باقی مانده اند و از آنجا که تأهل یکی از شرایط اشتغال در اموری مانند حراست می باشد و با توجه به این سخن نبی گرامی اسلام مبنی به اینکه ( من تزوج فقط "فقد" تزوج نصف دینه) و ( النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی لیس منی) هرکس ازدواج نماید همانانصف دین خود را حراست نموده و نکاح و ازدواج سنت من است و هر کس از سنت من روی بگرداند پس از من نیست ، لذا برای آخرین بار اعلام می دارد تا پایان شهریور 87 کلیه همکاران غیر متأهل اعم از ذکور و اناث فرصت دارند تا نسبت به انجام فریضه مهم و اخلاقی ازدواج اقدام نمایند . در غیر این صورت در تاریخ 87/8/1 برای تسویه حساب به پیمانکار معرفی خواهند شد .
اجرکم عندا...
منبع :عصر ایران
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 12:45  توسط   | 



 به گزارش هفت تیرعباس پاليزدار که نامزد حزب ستاد مردمی حامیان احمدی نژاد در انتخابات شورای اسلامی تهران بود و در حال حاضر نیز بارها در صدا و سیما در مورد پرونده های مفاسد اقتصادی صحبت کرده است در سخنراني تاریخی خود كه به دعوت يك تشكل دانشجويي وابسته به حاميان احمدي ‏نژاد در دانشگاه همدان صورت گرفته بود، چندين مقام شاخص سياسي و روحاني عالی رتبه نظام را به فساد اقتصادي متهم كرد. وي همچنين سقوط هواپيماي حامل رحمان دادمان، وزير سابق راه ‏در دولت خاتمي را تعمدي دانست و سقوط هواپيماهاي حامل احمد کاظمي، فرمانده سابق نيروي زميني سپاه را نيز ‏مشكوك قلمداد كرد.‏

خبرگزاري فارس در اين باره گزارش داد كه بر اساس گزارش حراست دانشگاه بوعلي سيناي همدان از اين ‏جلسه، پاليزدار در سخنان خود از ۴۴ نفر از جمله ۹ روحاني در پرونده مفاسد اقتصادي نام برده است. همچنين به ‏گزارش ايسنا، معاون اين دانشگاه گفته است كه “پاليزدار حرمت اشخاص را نگه نداشته و قبل از اينكه حكمي در ‏دادگاه عليه كسي صادر شده باشد و ادعاي تخلفات نامبرده اثبات شده باشد، افراد را به عنوان متخلف و با اسم‌هاي ‏خاص معرفي كرده است.”‏

افشاگر جديد كيست‏

فردي كه سخنان وي در دانشگاه همدان به احتمال قوی از امروز به بعد به یکی از جنجالی ترین مباحث رسانه ای کشور تبدیل خواهد شد ، خود را “دبير كميته تحقيق و ‏تفحص مجلس از قوه قضائيه مستقر در سازمان بازرسي كل كشور” معرفي كرده است. با اين حال خبرگزاري ‏فارس گزارش كرده كه “عباس پاليزدار” تنها “مدتي را با هيات تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه همكاري ‏مي‌كرده‌” است.‏

اما بررسي‌هاي بيشتر نشان مي‌دهد كه وي در واقع براي مدتي “دبير اجرايي” كميته تحقيق و تفحص مجلس هفتم ‏از قوه قضاييه بوده و مسئوليت اصلي او نيز رياست “دفتر مطالعات زيربنايي” در “مركز پژوهش‌هاي مجلس” ‏است. وي طراح اصلي طرح اعمال مجازات اخلال‌گران اقتصادي و نيز قانون تصويب شده عليه شركت‌هاي ‏هرمي بوده است و پيش از آنكه مدير امور زيربنايي مركز پژوهش‌هاي مجلس شود، مشاور كميسيون اقتصادي ‏مجلس و قبل از آن هم سخنگو و دبير هيات امناي خانه صنعت‌كاران ايران بوده و از چند سال پيش در تلاش بوده ‏تا فتواي مراجع تقليد را براي تحريم جريمه ديركرد تسهيلات بانكي و سودهاي مضاعف دريافت كند.‏

عباس پاليزدار در انتخابات دوره سوم شوراهاي شهر و روستا از حوزه انتخابيه تهران نامزد شده بود و در ليست ‏‏”ستادهاي مردمي حاميان احمدي نژاد” نيز قرار گرفت، اما نتوانست به شوراي شهر تهران راه يابد.‏

تعطيلي تشكل محافظه‌كار و تكرار اتهامات

مهم ترین چهره هایی که دبیر هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه در این افشاگری ها از ایشان نام می برد روحانيان سرشناسي چون افراد زیر هستند :
م.ا.ک (عضو شوراي ‏نگهبان و امام‌جمعه تهران)،
م .ی (عضو شوراي نگهبان و مجلس خبرگان، دبير جامعه مدرسين حوزه ‏علميه قم و رئيس سابق قوه قضاييه - امام جمعه تهران)،
ا.خ (عضو جامعه مدرسين و عضو سابق فقهاي شوراي ‏نگهبان)،
ع .ن (رييس بازرسي ويژه دفتر آيت الله خامنه اي و عضو مجمع تشخيص مصلحت ‏نظام)،
م (معاون رئيس دفتر رهبري)، م. ر (رئيس سابق بنياد مستضعفان)،
ح.ع (دبيركل سابق مؤتلفه)، … ‏

پاليزدار اين بار در سخنان خود دستگاه قضايي را “محور مفاسد اقتصادي كشور” توصيف كرد و اين قوه و به ‏خصوص سازمان بازرسي كل كشور را به عدم همكاري با تحقيق و تفحص مجلس متهم كرد. وي گفت: “سازمان ‏بازرسي كل كشور تلاش داشت كه هيات تحقيق و تفحص از قوه قضائيه به پرونده هاي فعلي دسترسي پيدا نكند و ‏به همين دليل مسئولان پرونده ها را به مرخصي اجباري مي فرستاد، اما پس از گذشت يك سال اطلاعات به دست ‏ما رسيد… اين اطلاعات شامل پرونده هاي فروش سئوالات كنكور، فروش كارخانجات دولتي به بخش خصوصي، ‏كارخانه ايران خودرو، شركت هاي خادمي، ذوب آهن اصفهان و پرونده هاي زمين خواري در وزارت جهاد ‏سازندگي و همچنين احداث پاركينگ طبقاتي در فرودگاه مهرآباد بود.”
.

متن كامل سخنان اخير درباره نقش بعضی مقامات عالی رتبه ناظم در مفاسد اقتصادي

متن کامل سخنرانی پاليزدار که در یک جلسه رسمی و علنی در دانشگاه همدان ایراد شد [ اسامی ذکر شده در سخنرانی طبق تصمیم شورای سردبیری هفت تیر سانسور شد ] :

‏[…] چرا ما نمي توانيم با مفاسد اقتصادي برخورد كنيم چون سران بزرگ مملكت در اين رابطه دخيل هستند و در ‏حال حاضر دولت به تنهايي به مبارزه با اين مفاسد برخاسته كه فكر مي كم نتواند موفق باشد. اگر بخواهم فقط چند ‏پرونده كوچك مفاسد اقتصادي را بگويم آنوقت مي بينيد كه چه مصيبتي كشور را گرفته كه داد رهبر را هم ‏درآورده و به خاطر بعضي مسايل رهبر بايد به صورت سربسته به مردم بگويد كه در كشور چه خبر است.

كساني كه به عنوان مفسد اقتصادي در كشور در حال فعاليت هستند تحت حمايت ش[] رئيس [] قرار ‏دارند. وقتي طي ۱۶ سال گذشته پرونده هايي از مفاسد اقتصادي بررسي شده و مديران به دادگاه معرفي و دادگاه ‏حكم ۵ ريال ۱۰ ريال براي متهمان داده، ببينيد چه مصيبتي بر سر كشور آمده است. ‏

پرونده شهرام جزايري هم كه مطرح شد، مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادي ديگر است، ولي چون شهرام ‏جزايري اسامي يكسري مفاسد اقتصادي و افراد وابسته را اعلام كرد مورد ضرب و شتم قرار گرفت چرا كه منافع ‏بسياري از علما و سران به خطر افتاده بود.‏

در حال حاضر ۱۲۳ پرونده مفاسد اقتصادي كشور در كميته تحقيق و تفحص مجلس در دست بررسي است ولي ‏اگر بخواهيم پرونده واقعي مفاسد اقتصادي را بيان كنيم، اصلاً نمي توانيم باور كنيم.‏

‏[مجلس خواست از خود قوه قضاييه تحقيق و تفحص كنند، كه مخالفت كردند و نگذاشتند] به رهبر انقلاب متوسل ‏شدند. مقام معظم رهبري نوشتند كه آقاي شاهرودي، همانند ديگر دستگاه‌ها در تحقيق و تفحص عمل گردد . ‏كميته ‌بندي‌ها صورت گرفت و در دستگاه قضايي كميته‌ بندي شد و هر كميته‌اي در يكي از دستگاه‌ها مستقر شد. ‏براي مسائل اجرايي اين تفحص هم، ما مستقر شديم در سازمان بازرسي كل كشور. ‏

نامه‌نگاري كرديم، اما برخلاف فرمايش مقام معظم رهبري، با وجود نامه‌هايي كه ما زديم و نامه‌هايي كه […] مثلا ‏ما گفتيم مسئله فروش سؤال‌هاي كنكور چه بود؟ پرونده‌اش را بدهيد كه چه كسي [در اين كار] دست داشت. اينها ‏پرونده‌هاي اصلي را نمي‌دادند كه ببينيم چه كسي دست داشت، پرونده‌هاي فرعي را مي‌دادند. خلاصه ما هم دست ‏پيدا كرديم به كدهايي […] به جاهايي كه رسيديم، مرخصي‌ها شروع شد […] خلاصه ما فجايعي كه اتفاق افتاده در ‏جمهوري اسلامي را ديديم. خدا را شاهد مي‌گيرم كه شبها خوابم نمي‌برد. گريه‌ام مي‌گرفت كه ما اين‌همه شهيد ‏داديم، اين‌همه مصيبت‌ها مردم كشيدند. حالا بدون توجه به اين‌همه فقر و مصيبت‌ها و مشكلاتي كه مردم دارند، ‏كساني كه مردم پشت سرشان نماز مي‌خوانند، رفته‌اند اين كارها را كرده‌اند؟ خدا شاهد است خوابم نمي‌برد، هفته‌ها ‏خوابم نمي‌برد، روزها خوابم نمي‌برد.‏

خلاصه ديدم كه يك آقايي ( آیت الله ا.ک) آمده و نامه زده كه پسرش معلول جسمي است. گفته مي‌خواهم يك مؤسسه توانبخشي بزنم ‏كه پسرم هم برود در آن مؤسسه توانبخشي، دم دست خودم باشد. ۱۰۰ تا، ۲۰۰ تا، ۳۰۰ تا معلول را نگهداري ‏كنيم در آنجا، پسرم هم مسئول آنها باشد. گفتند: باشد، خدا پدرت را بيامرزد. مؤسسه را كه ثبت كرده و كارش را ‏استارت زده، نامه زده به آقاي […] گفته كه من ساپورت نياز دارم، نمي‌توانم خرج كنم كه، بايد نظام به ما كمك ‏كند. چه‌كار كنيم؟ فلان معدن را، معدن سنگ دهبيد فارس را بدهيد به اين آقا. آقا اين سنگ مرمر بهترين سنگ ‏مرمر دنياست، از منابع انفال جمهوري اسلامي است. بدهيم به شما؟ بله، بدهيدش به من. معامله انجام شد و اين ‏معدن را به اين آقا واگذار كردند. دوباره بعد از يك مدت گفت آقا اين معدن كافي نيست، معدن […] زنجان را هم ‏بدهيد به ما. چهار تا را كه ما پيدا كرديم، چهار تا معدن را يك آقايي از علما گرفته، كه مردم هم پشتش نماز ‏مي‌خوانند متأسفانه. ‏

‏[يكي از حاضر خواستار اعلام اسم فرد مي‌شود] اگر اجازه بدهيد، اسم نبرم. شايد بعضي‌ها خداي نكرده … [تعداد ‏بيشتري خواستار اعلام اسم فرد مورد اشاره مي‌شوند] خب بعضي‌ها معتقدند كه اگر اسم بياوريد مردم نسبت به ‏مذهبشان بي‌اعتقاد مي‌شوند. من اين اعتقاد را ندارم ها… مردم ما مذهبشان پايه و اساسش وصل نيست به علما، ‏وليكن بعضي‌ها چون اين اعتقاد را دارند من مراعات مي‌كنم… [اعتراض جمعي. يكي از دانشجويان مي‌گويد ‏بگوييد تا پشت سرش نماز نخوانيم.] نه ديگر، اگر بنا باشد ما بگوييم و شما نماز نخوانيد كه نمي‌شود… [ادامه ‏همهمه] باشد، من چند موردي را اسامي‌اش را مي‌گويم. اين يكي كه عرض كردم، آقاي ا. ك است. استاد ‏اخلاق و امام جمعه []‏

عرض شود خدمتتان كه، يك آقایی (م.ی) رفته‌اند از مقام معظم رهبري اجازه‌اش را گرفته‌اند كه براي خواهران ‏دانشكده علوم قضايي مي‌خواهيم بزنيم در قم. چيز خوبي است كه خواهران هم در آن فضا حضور داشته باشند، اگر ‏متهمي از خواهران [بود] از او بازجويي كنند و از اين حرفهاي اينطوري. خلاصه نظر آقا را گرفتند كه اين ‏دانشكده تأسيس شود. آقا استقبال كردند و مجوز صدور دانشكده را دستورش را دادند. مؤسسه اين دانشكده بلافاصله ‏بعد از گرفتن مجوز رفتند دنبال ساپورت‌هاي مالي‌اش. [نوشتند:] جناب آقاي نعمت‌زاده، محبت فرماييد در جهت ‏حمايت از تأسيس اين دانشكده، كارخانه لاستيك دنا را كارشناسي كنيد جهت اين دانشكده. آورند كارشناسي رسمي ‏دادگستري را، چون آقاياني كه اين مؤسسه را تأسيس كرده بودند در دستكاه قضايي هم بودند، آن كارشناسان رسمي ‏دادگستري هم مي‌ترسيدند كه قيمتي تعيين كنند كه به اينها بر بخورد، حتما بايد قيمتي مي‌گفتد كه خوش به حال اينها ‏بشود. زدند ۱۲۶ ميليارد. در صورتي كه ما معتقديم ۶۰۰ ميليارد هم بالاتر بود. تازه، ۱۲۶ ميليارد كه ويلاهايش ‏در شمال را نزده‌اند، اصلا در آمار نياورده‌اند، زمين‌هاي شيرازش را در آمار نياورده‌اند، پول نقد موجود در ‏حسابش را هم در آمار نياورده‌اند، اين طوري به ۱۲۶ ميليارد واگذاري كردند. ‏

آن آقا نامه نوشتند كه آقاي نعمت زاده: محبت كنيد تخفيف منظور فرماييد. آقاي نعمت‌زاده هم نوشتند ۵۰ درصد ‏تخفيف [خنده حضار] از مال بابايش مي‌خواست ببخشد. دوباره نوشتند كه محبت كنيد تخفيف ديگري منظور ‏بفرماييد. خلاصه پنج بار نامه‌نگاري انجام شده، معدن ۱۲۶ ميلياردي به ۱۰ ميليارد واگذار شد. بعد از آن دوباره ‏نوشتند كه ما حالا امكان پرداخت اين پول را نداريم، ترتيباتي فراهم نماييد تا امكان پرداخت اين پول براي ما فراهم ‏شود. نوشتند كه ۸۰ درصدش را اقساط بلندمدت و ۲۰ درصد يعني ۲ ميلياردش را هم نقدي پرداخت كنيد. گفتند ما ‏آن ۲ ميليارد را هم نداريم نقدي بدهيم، ما بررسي كرده‌ايم كه اموال كارخانه لاستيك دنا به اين مقدار مي‌رسد، از ‏شما مهلت مي‌خواهيم كه اينها را بفروشيم تا بتوانيم اين پول را بدهيم. گفتند كه باشد، سفته‌اي ارائه بدهيد به مدت ۹ ‏ماه و ما اين را نقد از شما مي‌پذيريم. گفتند آقا پول هم نداريم كه سفته بخريم! نوشت كه آقاي محمدتقي بانكي، ‏مديرعامل سازمان صنايع ملي ايران، ۲۳ ميليون تومان از صندوق سازمان صنايع ملي ايران برداشت كنيد و سفته ‏بخريد، برويد آيت‌الله فلاني و فلاني امضا كنند و كارخانه را تحويلشان بدهيد. و بعد از چند وقت ديديم كه كارخانه ‏هم در بورس فروخته شد و واگذار شد كه به آن پشت پرده‌اي‌هايي كه اينها را هدايت مي‌كنند. اينها آلوده دست آنها ‏شده‌اند، [کساني] مثل آقاي گنجي. نه، آن گنجي سياسي را نمي‌گويم، آن آقاي گنجي [را مي گويم] كه صاحب ‏كارخانه مهرام است و تمام كارخانه‌هاي سرايه‌گذاري بانك ملت و سرمايه‌گذاري‌هاي بانك صادرات و چه و چه. ‏واگذار شد به آنها و رفت، چند ميليارد هم زدند به جيب و رفتند. اين كه عرض كردم لاستيك دنا، مال آقاي م.ی ‏بود - آقاي م . ی رئيس سابق قوه [] - در زمان رياستش و آقاي م. ش نماينده خبرگان استان قم.‏

مجددا آقاي م.ی برمي‌دارد مي نويسد كه جناب آقاي فروزش، حميد ما بيكار است! ترتيبي اتخاذ فرماييد كه از ‏جنگل‌هاي شمال جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. آقاي حمید.ی، پسر آقاي ی ، مديركل حوزه رياست قوه [] بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگل‌هاي شمال را [اين طوري] به تاراج بردند و رفتند. يعني طوري شده بود ‏كه در اين پرونده من ديدم كه يكسري مردم بيچاره شمال كه حق قانوني‌شان بود، و به اندازه هيزمشان و به اندازه ‏مصرفشان چوب انبار كرده بودند، يا شايد يك خورده بيشتر مصرف كرده بودند يا حتي برده بودند و فروخته بودند ‏يا انبار كرده بودند يا هرچي، [آنها را] گرفته بودند بازداشت و پاسگاه و بگيرد و بنند، كه خانواده شهدا ريخته ‏بودند جلوي زندان. علت آنكه اين پرونده هم ثبت شده بود، اين بود كه كسي به اينها را گفته بود كه آقاي حميد .ی ‏چطور اينهمه چوب را به تاراج مي‌برد و ما كه يكي دو تا يا چند تا هيزم و چوب برداشت كرده‌ايم، شما ما را به ‏عنوان متهم گرفته‌ايد؟ بعد از آن بود كه ديدند دارد مشكل مي‌شود، آنها را آزاد كردند. اسنادش هست، به موقعش ‏اگر لازم باشد و يك موقع دوستان اطلاعات به ما نگويند كه آقا اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادي و اينها ‏طبقه‌بندي دارد و چه و چه، اسنادش را هم داريم.‏

آقاي م.ی از اين دست كارها در كارهاي قضايي مي‌كند، حالا يك وقتي بر اثر فشار مردم [عقب نشيني هايي ‏صورت مي گيرد] چطوري است فشار مردم؟ اينطوري [که بالا گفتيم]…‏

هر كارخانه‌اي ضايعات دارد، ضايعات صنعت خودرو يك چيزي نيست كه بريزند بيرون يا بخواهند بازسازي‌اش ‏كنند. مثلا جك آن شكسته يا درش خط افتاده يا چراغش شكسته يا از اين دست چيزها. اينها را قانون مي‌گويد ‏‏”ماشين‌هاي كارشناسي” است و به صورت صفر كيلومتر طبق مزايده به مردم واگذار مي‌شود […] ‏

ايران خودرو مي‌آيد به دستگاه قضايي اعلام مي‌كند كه ما به همه قاضي‌ها ماشين [کارشناسي] مي‌دهيم، ماشين ‏پرشيا مي‌دهيم و زير قيمت. خب چجوري؟ اين ماشين كارشناسي است، ما هم تشخيص مي‌دهيم كه اينها را ۸ ‏تومان، ۹ تومان بدهيم. ديديم كه كارخانه ايران خودرو بدون هيچ ضابطه‌اي به قضات قوه قضاييه ماشين پرشيا به ‏نصف قيمت داده، بقيه‌اش را هم به اقساط، خيلي‌ها هم كه ماشين به نامشان شد قسط‌ها را هم نپرداختند. همين بذل و ‏بخشش‌ها باعث شد صداي خيلي‌هاي ديگر در بيايد، از همين نهادها و بنيادها. مثلا “بنياد نهج‌البلاغه”، [که گفتند] ‏‏۵۰۰ دستگاه به‌اش بدهيد آقا! ديد كه بدش نمي‌آيد، گفت ۵۱۷ تا ديگر هم بدهيد. بنياد نهج البلاغه كي هست؟ علي ‏اكبر ناطق نوري، حسين دين‌پرور، معزي، عسگراولادي، رفيق دوست… يا مثلا مي‌آيند مي‌دهند به باشگاه ‏پرسپوليس. باشگاه پرسپوليس كيست؟ آقاي عابديني. ۲۰۰۰ دستگاه بهشان بدهيد. بنياد ديگري به نام “همگرايي ‏انديشه”، كيست اين بنياد؟ آقاي فلاحيان، آقاي علم الهدي، آقاي ‏X‏ و ‏Y، تعاوني وزارت كشور، ۲۰۰۰ دستگاه ‏‏[گرفتند آنها هم] … [يا] صنايع هوافضاي وزارت دفاع، فلان قدر. موشك كروز، فلان قدر. حوصله خواندن ‏همه‌اش را ندارم، يك ليست ۳۰ تايي از اينها هستند كه اين ماشين‌ها را زير قيمت به آنها واگذار كردند. كدام ‏ماشين‌ها؟ ماشين كارشناسي؟ نه، به اسم كارشناسي. شروعش با ماشين كارشناسي وارد شد، بعد ماشين صفر ‏كيلومتر مي‌آوردند مي‌دادند به آقايان، به اسم كارشناسي. جالب است كه آن ۹-۸ ميليون را هم پول نقد نمي‌گرفتند ‏ها، از دم قسط. باز جالب است بدانيد كه چون اينها هم كار سرشان مي‌شد، دو سه قسط را مي‌دادند و بقيه‌اش را ‏نمي‌دادند.‏

‏[اين طور بود که] مردم صدايشان درآمد، چطوري صدايشان درآمد؟ وقتي كه ماشين‌هاي كارشناسي خواستند به ‏مردم بدهند. ماشين‌هاي ديگر را كه به نام كارشناسي داده‌اند و رفته، چطوري به مردم بگويند ما هنوز ماشين ‏كارشناسي داريم[؟] نمي‌توانند بگويند. حالا ماشين كارشناسي و ماشين خراب را به عنوان صفر به مردم ‏مي‌فروشند. حتما براي بعضي از شماها هم اتفاق افتاده كه ماشين صفر خريده‌ايد، اما هنوز راه نيفتاده‌ايد اتفاقي ‏براي ماشين افتاده. نگاه مي‌كنيد مي‌بينيد داخلش چيزي شكسته يا بدنه‌اش آسيب ديده يا خط افتاده، ولي به آنها، ‏رئيس دفتر آقاي ادبي، رئيس اداره فروش ايران خودرو، در بازرسي كل كشور اعتراف كرده بود كه بله، آقاي ‏ادبي ساعت ۸ شب به بنده گفته بود كه اين پرشياي صفر را ببر بده به آقاي ‏X‏ معاون سازمان بازرسي كل كشور. ‏بعد صدايم كرده كه يك برف‌پاك‌كن آن را بشكن، به عنوان ماشين كارشناسي مي‌خواهد بدهد ديگر، يك برف‌پاك‌كن ‏نو هم بگذار در ماشينش.‏

ببينيد با مردم چطوري بازي مي‌كنند. فساد اقتصادي تا كجا، اينقدر جسارت پيدا مي‌كنند، با مردم بازي مي‌كنند، تا ‏هرجا كه دلشان مي‌خواهد. مردم سر و صدايشان درآمد. حدود هزار و سيصد و خورده‌اي از اين ماشين‌ها – که ‏آدمهايش آدمهايي بودند كه پيگير مطالباتشان بودند - مي‌روند شكايت مي‌كنند كه به بازرسي كل كشور. سازمان ‏بازرسي كل كشور مي‌گويد اهه، اين همان‌هاست كه ما گند زده‌ايم، حالا چكارش كنيم، پرونده را نه مي‌توانيم بازش ‏بكنيم، نه مي‌توانيم ببنديمش و بگوييم به ما ربطي ندارد. نمي‌شود، يكي دو تا نيستند كه، حدود هزار وسيد چهارصد ‏تا آدم ريخته‌اند آنجا. مجبور مي‌شوند كه پرونده را ادامه بدهند. آن كارشناس‌هايي كه وسط كار بودند چيزي بهشان ‏نرسيده بود ديگر، نمي‌دانستند كه قصه چيست. آنها پرونده را ادامه مي‌دهند و مي‌روند جلو و نهايتا به جايي ‏مي‌رسد كه همه مسائل رو مي‌شود. تا به جايي مي‌رسند كه پرونده ماستمالي مي‌شود و مي‌رود.‏

من در مقابل شهيد باكري ها و شهيد همت‌ها و شهيد زين‌الدين‌ها و… مجبورم، نمي‌توانم سكوت كنم. [تشويق ‏حضار] آنها رفقاي من بودند… به ما مي‌‌گفتند راه شهدا را ادامه دهيد، امام را هوايش را داشته باشيد، نگذاريد امام ‏تنها شود. ما چطوري مي‌توانيم اينها را ببينيم و ساكت باشيم؟

بخواهم وقت شما را با اين موارد بگيرم، زياد است. مثلا معدن ذغال سنگ طبس، دوازده تا از معادن در استان ‏خراسان توسط آقاي واعظ طبسي. پرونده المكاسب مال پسر آقاي واعظ طبسي [است].‏

اينها همان‌طور كه جناب آقاي احمدي نژاد گفتند در طول ۱۶ سال گذشته، البته نمي‌خواهم بگويم در آن ۱۰ سال ‏اول نبوده، چون شواهد نشان مي‌دهد كه آن موقع هم اتفاقاتي افتاده، ولي عمده اتفاقات در ۱۶ سال دولت آقاي ‏هاشمي و خاتمي بوده، و آقاي احمدي نژاد گفتند اينها در اين ۱۶ شانزده سال يك شبكه مافيايي فاميلي ايجاد كرده‌اند ‏و تنيده‌اند در هم، كه پاره كردن اين شبكه مفاسد خيلي سخت شده است.‏

از هر زاويه اي بخواهيم به مفاسد اقتصادي بنگريم مصيبت بيشتري را خواهيم ديد. اما رئيس جمهور در برخورد ‏با مفاسد اقتصادي با هيچ كس تعارف ندارد. وقتي گزارش‌هايي مبني بر تخلف برادر ريس جمهور به عنوان ‏بازرس ويژه به رئيس جمهور مي رسد، احمدي نژاد فوراً او را بركنار مي‌كند كه بعداً مشخص مي‌شود اين ‏گزارش‌ها بي‌پايه و اساس بوده است، كه اين اقدام رئيس‌جمهور مي تواند امتياز بزرگي براي ملت ايران باشد.‏

احمدي نژاد مي خواهد دست مفاسد اقتصادي را از امكانات دولتي كوتاه كند. در حال حاضر دولت به تنهايي به ‏مبارزه مفاسد اقتصادي برخاسته و هيچ كس دولت را حمايت نمي كند.‏

در پرونده قاچاق كالا از فرودگاه پيام، قاچاقچي بزرگ فرودگاه پيام هزار و صد پرونده قاچاق كالا دارد، اما هنوز ‏موفق به بازداشتش نمي‌شويم، چرا كه تحت‌الحمايه آقاي ن.ن است. در مورد سلطان شكر و مافياي شكر هم ‏بايد بگويم كه آقاي مدلل، داماد يكي از علماي بزرگ بوده است. مدلل با همكاري شخصي به نام محمدرضا يوسفي ‏اقدام به اين كار مي‌كردند كه پس از رو شدن فعاليتشان حاضر شده بودند ۷۰۰ ميليارد تومان براي مختومه شدن ‏اين پرونده بپردازند.‏

در مورد قاچاق سيگار، اساسا توليد و قاچاق سيگار توليد توتون ايران را فلج كرده و كارگران اين كارخانه‌ها را ‏بيكار كرده. ‏

‏[در پاسخ به سؤالي درباره سقوط هواپيماي شهيد كاظمي] اين پرونده را من بررسي نكرده‌ام، اما طبق آنچه از ‏شواهد پيداست، مي‌توان ماجرا را عمدي داشت و دست يكي از سران وقت سپاه در آن دخيل بود. ما دو سقوط ‏هواپيما داشتيم. يكي شهيد كاظمي و ديگري شهيد دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدي بود، پرونده‌اي هزار ‏صفحه‌اي اين را مي‌گويد.‏

البته تصادف و كشته شدن كريمي وزير دادگستري سابق يك حادثه طبيعي بود. كريمي از جمله كساني بود كه در ‏مبارزه با مفاسد جدي بود اما در بعضي موارد خيلي زياده‌روي مي‌كرد، به طوري كه در قضيه خاك سرخ جزيره ‏هرمز بدون دليل معدن را متوقف كرد به خاطر اينكه اعلام كردند اين معدن وابسته به آيت الله خزعلي است كه ‏مشخص شد چنين چيزي در كار نيست.‏

درباره مفاسد اقتصادي آقاي ا.ه.ر و خانواده‌اش هم، آن قدر مفاسد اقتصادي اين خانواده زياد است كه ‏اصلاً قابل گفتن نيست. اما يكي از مفاسد اقتصادي اين خانواده كه ميلياردها دلار [بوده] از محل عدم پرداخت ‏عوارض به دولت [بوده و] پول را بالا كشيدند، واردات خودروي دِوو بود. يك سوم جزيره كيش، پارك جنگلي در ‏شمال [؟] را هم بايد از ديگر مفاسد اقتصادي خانواده ر بيان كرد.‏

در حال حاضر اسطبل اسب هي دختر ر فقط روزي ۱۰۰ هزار تومان پول هندوانه‌هايي است كه براي ‏اسب‌ها مي ريزند. شركت نفتي اين خانواده به همراه عمه خانم يعني خواهر ر در كانادا هم كه ديگر قابل ‏گفتن نيست.‏

پسر وسطي ر به نام مهدي كه در سازمان مديريت بهينه سوخت مديريت مي‌كرد، با استخدام زيباترين ‏دختران از آنها چه سوء استفاده‌هايي كه نمي‌كرد و بعداً كه فيلم از اتاق او كشف شد عمق كثيف‌كاري‌هاي او ‏مشخص شد..

 

 

عباس پاليزدار که از وي به عنوان دبير کميته تحقيق و تفحص از قوه قضاييه نام برده مي شود، طي دو سخنراني در روزهاي ۱۴ ارديبهشت در دانشگاه بوعلي همدان و هفتم خرداد در دانشکده حقوق دانشگاه شيراز دستکم ۵۰ تن از مقامات ارشد و روحانيان با نفوذ جمهوري اسلامي را با ذکر نام به «فساد اقتصادي»، «رانت خواري» و در برخي موارد به «فساد اخلاقي» متهم کرده است.
آقاي پاليزدار در گفت و گو با راديو فردا سخنراني هاي خود در دانشگاه هاي همدان و شيراز و متن منتشره از سخنان خود در اينترنت را تاييد کرد.
عباس پاليزدار در دو سخنراني خود بيش از
۵۰ تن از مقامات ارشد جمهوري اسلامي ايران را با اسم و اعلام سمت هاي آنها، متهم به «رانت خواري» و ارتباط داشتن با «مافياي اقتصادي» کرده است.
از جمله مقام هايي که وي در سخنراني هاي خود از آنها نام برده است مي توان به افراد زير اشاره کرد: عباس واعظ طبسي، توليت آستان قدس رضوي به همراه فرزندش ناصر واعظ طبسي، آيت الله محمد امامي کاشاني، عضو سابق شوراي ‏نگهبان و امام جمعه تهران، محمد يزدي از اعضاي سابق شوراي نگهبان، مجلس خبرگان، و دبير جامعه مدرسين حوزه ‏علميه قم و رييس سابق قوه قضاييه و فرزندش حميد يزدي، ابوالقاسم خزعلي، عضو جامعه مدرسين و عضو سابق فقهاي شوراي ‏نگهبان، علي اکبر ناطق نوري، رييس بازرسي ويژه دفتر آيت الله علي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي، حجت الاسلام معزي، معاون دفتر رهبر جمهوري اسلامي، محسن رفيقدوست، رييس سابق بنياد مستضعفان و از بنيانگذاران سپاه پاسداران، حبيب الله ‏عسگراولادي، دبيرکل موتلفه اسلامي، علي فلاحيان، وزير اسبق اطلاعات و علي اکبر هاشمي رفسنجاني به اتفاق فرزندانش.

آقاي پاليزدار همچنين علي لاريجاني، رييس مجلس هشتم را نيز به شدت مورد حمله قرار داده و در صلاحيت وي براي رياست مجلس هشتم ترديد کرده است.
علاوه بر اين، وي از يحيي رحيم صفوي، فرمانده سابق سپاه پاسداران به عنوان کسي نام برده که «احتمالا در سقوط هواپيماي حامل فرماندهان سپاه و از جمله احمد کاظمي فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران نقش داشته است.»
عباس پاليزدار از جمله نامزدهاي ستاد حاميان مردمي محمود احمدي نژاد در انتخابات دور سوم شوراي شهر است که چون اغلب ديگر حاميان دولت در آذر
۸۵ شکست سنگيني را در کارنامه خود ثبت کردند.
وي که از پژوهشگران مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي نيز به شمار مي رود همچنين وعده داده که به ساير استان هاي کشور سفر خواهد کرد و شرح فساد مقامات حکومتي را به گوش مردم خواهد رساند.

منبع : خبر گذاري دوستي



+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 16:55  توسط   | 



• اخيرا بسياري از نزديكان امام راحل در صحبت‌هاي خود از تحريف انديشه‌هاي آن بزرگوار احساس خطر مي‌كنند.با توجه به آنكه مدت زمان زيادي از رحلت ايشان نگذشته،چرا اين مسايل بوجود مي‌آيد. و چگونه مي‌توان مقابل اي روند ايستاد و نسلي كه امام را نديده به چه كسي بايد مراجعه كنيم؟
 
به نكته خوبي اشاره كردند سؤال، سؤال مناسبي است و به توضيحات مفصل نياز دارد كه بتوان از زواياي مختلف مورد بررسي قرار گيرد. اما درهمين فرصت اندك كه وجود دارد و به مناسبت نوزدهمين سالگرد رحلت امام به آن مي‌پردازيم.
 
در مقدمه بايد بگويم مسئله انحراف، تحريف، كج سليقگي و برداشت غلط در طول تاريخ هميشه وجود داشته و خواهد داشت و چيز غير عادي نيست. بخصوص اگر مطامع و خواسته‌ها در آن نمايان شود. اگر نفسانيات و جاه طلبي بوجود آيد، هر جمعي تلاش مي‌كند، بر اساس شرائط زماني و مكاني به نفع خودشان از سرمايه‌اي استفاده كنند. حالا يك وقت سرمايه اسلام است، يك وقت جمعيت و افراد است.
 
دوم، اينكه براي امام (ره) و يا هر شخص ديگري، شرايطي پيش مي‌آيد كه بر اساس آن سخن مي‌گويد و يا عملي انجام مي‌دهد.
امام (ره) در اين گونه مواقع ضمن اينكه اصول و چارچوب فكري و نظري و عملي ايشان ثابت مي‌ماند، بست به شرايط، تصميمات مقتضي را اتخاذ مي‌كردند.
 
در افعال و افكار امام همان چارچوب و اصولي را كه در سال 42 داشت در سال 66 هم قابل مشاهده بود.
شما نگاه بكنيد همين فتوا‌هاي امام كه در اواخر عمر بيان فرمودند، مثلاً در خصوص شطرنج، راجع به منابع زير زميني و يا موارد متعدد ديگر كه امام قبلاً نقطه نظرات متفاوتي داشتند، در همه ي اين‌ها آن اصول و ضوابط كلي اسلامي رعايت شده بود.
خاطرم هست يكي از بزرگاني كه الان هم هست و نمي‌خواهم نام او را ببرم، در خصوص همين مسائلي كه امام مي‌فرمودند، خدمت ايشان رسيد و نقطه نظراتي مطرح كرد، امام به ايشان گفته بودند، الان شرايط مهيا نيست اگر بود، مطالب بسيار ديگري هم وجود داشت كه بايد مطرح مي‌كردم.
بنابراين در بررسي اين موارد حتماً بايد شرايط مورد بررسي قرار گيرد. شرايط نجف، دوران خفقان و پيروزي،اينها را بايد در تحليل هايمان مشاهده كنيم.
 
مثلا در مورد نقش مردم؟
بله،من معتقدم كه زبان امام روشن است. در خصوص حكومت در كشور و نحوه اداره جامعه و نوع حكومت، مواضع امام روشن است.
مثلاً اينكه مي‌فرمايند ميزان رأي ملت است. مجلس در رأس امور است و... و يا تعيين دولت بازرگان را متوقف به پذيرش رهبري ايشان در مردم مي‌دانستند، كاملاً روشن است.
 
به طور مثال در خصوص بازنگري در قانون اساسي، وقتي مردم خبرگان را انتخاب كردند و همين منتخبين ملت نشستند و بازنگري‌هاي لازم را صورت دادند، ايشان دستور دادند مجدداً قانون اساسي به رأي مردم گذاشته شود.
تأكيد ايشان بر اسلاميت و جمهوريت نظام، بسيار، بسيار روشن است.
اينكه بعضي مي‌گويند امام بر اساس مصلحت به رأي مردم تكيه كرده و نه بر اساس اعتقاد، اين توهين به امام است.
 
وقتي قانون اساسي توسط خبرگان منتخب ملت بازنگري شد، براي چه ايشان تأكيد داشتند دوباره ملت رأي دهد؟ امام مي‌خواستند بدانند نظر مردم چيست.
در اين گونه موارد يك سلسله منافع خاص زماني پيش مي‌آيد و يا سليقه بازي مطرح مي‌شود، كه هر كسي بر اساس نوع نگاه و ديد خود تفسير مي‌كند.
 
لطفا از موارد اساسي ديگر در سيره نظري و عملي امام هم بيان كنيد؟
مثلاً در خصوص نيروهاي مسلح، چه كسي گفته نيروهاي مسلح مقابل دشمن نايستد، چه كسي گفته نيروهاي مسلح مقابل اشرار، مقابل براندازان مقابل تجزيه طلبان، مقابل خرابكاران برای حفظ انقلاب نايستند.
منظور امام (ره) كه فرمودند نيروهاي مسلح در مسائل سياسي دخالت نكنند، نمونه اش همين انتخابات است. نه اينكه رأي ندهند خير، بلكه مثلاً در حوزه اخذ رأي به نفع و يا ضرر كسي تبليغات نكنند.
يا مثلاً موضوع تفكر التقاطي كه پيش آمد، امام اين تفكر را قبول نداشتند. در مورد موضوع منافقين ( مجاهدين خلق ) اين نوع نگرش‌ها را قبول نداشتند.
 
در خصوص تشريح مواضع و ديدگاههاي امام، نزديكان به امام و بعد هم مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. شاگردان و فرزندان امام همگي هستند.
امّا آنچه مهم است اين است كه جامعه بايد حساسيت نشان بدهد. مراگز فرهنگي و حوزوي بايد حواسشان باشد تا بتوانند بطور مناسب اين انديشه گرانبها را نسل به نسل منتقل كند. اگر اينگونه نشود انديشه درست معرفي نمي‌شود.
 
يا در مورد خودسري، امام به شدت با خودسري مخالف بودند. مثلاً اگر بدحجابي گوشه و كنار كشور بودند، فردي از بچه‌هاي مذهبي و با انگيزه ديني متعرض مي‌شد، امام دستور مي‌دادند برخورد شود، اگر تخلفي هست بايد مراكز قانوني اقدام كنند، اين گونه اعمال نتيجه عكس مي‌دهد. و چهره امام هم مخدوش مي‌شود.
شما نگاه كنيد، 60 شهر كشور زير بمباران و موشك بود ايشان تأكيد داشتند انتخابات به تأخير نيافتد.
 
تطبيق تاكيد امام بر برگزاري انتخابات در آن شرايط با موضوع تعويق انتخابات مجلس هفتم، كه توسط عده‌اي مطرح شد، را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
در خصوص آن انتخابات هم مسائلي پيش آمد، اختلاف شد بين دولت و شوراي نگهبان، البته مربوط به زمان ما است. عده‌اي تلاش كردند انتخابات به تعويق بيافتد، رهبري فرمودند بايد به موقع انجام شود چون احساس مي‌كردند، اين يك وقفه است و فرمودند انجام شود و آنها انجام دادند.
 
شما دقت نظر امام را در اعمال قانون نگاه كنيد. ايشان روزانه معمولاً قبل از شروع كار، تعدادي از زوج‌هاي جوان را كه از قبل وقت گرفته بودند، جهت خواندن عقد مي‌پذيرفتند.
آن موقع اقاي آيت ا... بجنوردي عضو شوراي عالي قضايي بود در جايي گفته بود، در اين گونه موارد بايد اول اقدامات قانوني شود و بعد خطبه‌ها خوانده شود.
امام بعد از اين اظهار نظر خواندن خطبه را متوقف كردند و فرمودند اينها بايد اول اقدامات قانوني را انجام دهند و بعد به آن‌ها وقت مي‌دادند. ایشان در همه امور جزئی و کلی این مراقبت را انجام می دادند.
 
در سؤال بعدي مي‌خواهم به صحبت‌هاي اخير يكي از فعالان سياسي اشاره كنم. ايشان در مصاحبه با يكي از نشريات به موضوع نقد حضرت امام اشاره كرده‌اند به نظر شما طرح اين گونه مباحث در شرايط فعلي چه ضرورتي دارد؟
در خصوص برخي مطالبي كه اخيراً توسط يكي از چهره‌هاي محترم و به خصوص بلحاظ خانوادگي مطرح شده بايد بگويم، من وقتي اين مسئله را شنيدم، خيلي متعجب شدم، چرا اينگونه مباحث مطرح مي‌شود. اولاً بايد بگويم كه اين دوستان، اين آقايان، اين عزيزان، آيا عنايت نمي‌كنند كه اشتباهات و خطاهاي بزرگي كه داشتند، حاصل زحمات يك مجموعه عظيم را نابود كرد و بر باد دادد. يك فرصت عظيم را از كشور گرفتند و اوضاع ما اين چنين شد كه مي‌دانيد و مي‌گويند و شاهد هستيم.
 
نبايد، حداقل از گذشته براي آينده عبرت بگيريم ؟ كه حرفهاي نسنجيده‌اي بزنيم.
نكته دوم: اصلا چه كسي گفته امام معصوم بوده، ما چهارده معصوم بيشتر نداريم كه بر اساس اعتقادات ما يك نفر از آنان هنوز هم در قيد حيات است و آن حضرت صاحب الزمان مي‌باشد.
امام يك رهبر ممتاز است، يك شخصيت بي نظير است اگر مبالغه نكنيم يك شخصيت كم نظير است و جامعيتي دارد. كه بعد از امام معصوم تاكنون كساني نداشته ايم.
شما به سوابق، عملكرد و تصمصم‌هاي مهم امام نگاه كنيد. اصلا يك چيز عجيب است، مديريت ايشان، دورانديشي، همه جانبه نگري امام كم نظير است.
 
ايشان هيچ گاه از حكومت براي خود استفاده نكردند، حفظ نيروها، شجاعت، تدبير، و.... را بايد براي نسل جوان مطرح كرد. شما ببينيد در موارد مكرر تصميمات مهمي كه ايشان گرفتند انقلاب و مبارزه را از بن بست خارج كردند.
من در پرانتز يك مثالي از منش و شيوه مديريت و تدبير آن بزرگوار بگويم.در اواخر اسفند ماه 1341 بود، در جريان مبارزات، رژيم چندين بار برخوردهاي مختصري كرده بود، اما ديد، امام مصمم تر مي‌شود و حمايت‌هاي مردمي بيشتر. برنامه ريزي كردند كه در عيد آينده كه مردم از سراسر كشور مي‌آيند و قم براي زيارت شلوغ مي‌شود، يك زهر چشمي اساسي بگيرند و ترس و یأس را در دل مبارزين وارد كننند.
 
آمدند يك جاي حساسي مثل ميدان آستانه حضرت معصومه (س) را انتخاب كردند و گروه گروه ارتشي و ژاندارم را با كاميون‌هاي متعدد از منظريه قم آوردند و در آنجا مستقر نمودند به گونه‌اي كه شهر حالت نظامي به خود گرفته بود. اتفاقا آن سال عيد نوروز مصادف شده بود با شهادت حضرت امام صادق (ع)، منزل امام (ره) روضه خواني بود و در فيضيه هم مرحوم آيت الله گلپايگاني مراسم روضه خواني برپا كرده بودند. افراد انقلابي، مبارزين و مردم عادي آمده بودند. امام هم در رابطه با عيد بيانيه داده بودند.
رژيم كاملا خودش را آماده كرده بود كه برخورد خشن شود.در اواخر رژيم منفور پهلوي اين برخوردها عادي شده بود اما آن موقع اصلا از اين خبرها نبود، يكبار ريختند و حمله كردند، زدند و صدها مجروح شدند و عده ای ديگر به شهادت رسيدند و يك چيز عجيبي بود.
 
تمام بيمارستانهاي شهر مملو از مجروحين بود حتي به مجروحين رحم نكردند به بيمارستانها ريختند و مجروحين را از بيمارستانها بيرون كردند. حتي يادم هست در منزل امام (ره) نيز بسياري از مجروحين مورد مداوا قرار گرفتند.
مطبوعات در آن موقع عنوان كردند كه اين جمعي كه به طلاب در قم حمله نموده كشاورزان وراميني بودند اما واقع قضيه اين بود كه مردم ورامين قبلا حمايت خود را از حركت امام خميني اعلام كرده بودند بعد از اين قضيه بسياري از كشاورزان وراميني كفن پوشان به سمت تهران راه افتادند كه در ميان راه مورد حمله نيروهاي نظامي قرار گرفتند و به خاك و خون كشيده شدند.
يادم هست كه يكي از پرچمداران اين جمع شهيد معصوم شاهي بود كه در آن روز با رشادت و دلاوری به شهادت رسيد واتفاقا پسر اين شهيد بزرگوار نيز در جنگ تحميلي شهيد شد و فرزند ديگرش نيز جزو آزادگان دفاع مقدس مي‌باشد.
با تمام وجود حمله كردند حتي نفر دوم ساواك ـ سرهنگ مولوي ـ كه جانشين تيمسار پاكروان رئيس ساواك بود در قم حضور داشت و مستقيم عمليات را رهبري مي‌كرد.
 
در آن روز من به اتفاق آقاي كيان ارثي از مدرسه خان عازم فيضه بوديم كه درگيري هر لحظه تند تر مي‌شد.
حتي آيت الله كرامت الله ملك حسيني كه الان عضو مجلس خبرگان نيز هست به شدت مجروح شده بود به گونه‌اي كه لباده اش كاملا خوني بود. ديگر نفس‌ها قطع شده بود در كوچه را ه افتادند و به فحاشي و شايعه پرا كردن. سكوت محض حاكم شده بود و در اين شرايط درب منزل امام در قم باز بود و مردم فوج – فوج به منزل امام مي‌آمدند و ما هم به منزل امام رفتيم.
 
وقتي مردم با اين روحيه به منزل امام مي‌آمدند، در آن شرایط که محیط خفقان مطلق شده بود و همه در آن گیر و دار مرعوب شده بودند در خانه امام باز بود و هم مبارزین به آنجا می آمدند ايشان با آن صلابت خودشان مجروحین را به حضور می پذیرفت و آنها را مورد تفقد قرار می دادند و با لبخندي كه بر لب داشت به آنها تبريك مي‌گفت.
امام به حكومت اعلام كردند من اينجا هستم اگر مي‌خواهيد بيائيد و منتظرم. به يكباره گويي روحيه و اميد سرو بال مبارزين و مردم را فرا گرفت.
 
يكي از بزرگان گفت رفتم منزل مرحوم آيت ا... شريعتمداري، كه الان برو به آقای خمینی بگو حالا بعد از اين قضيه شما ديگر بيانيه ندهید.
ايشان هم رفت خدمت امام (ره) و گفت خلاصه مبادا بيانيه‌اي صادر كنيد كه مي‌خواهند چنين كنند و چنان كنند. امام لبخندی زد و گفت من اعلاميه را ديروز دادم بردند تهران، آن اعلاميه اولين اعلاميه‌اي بود كه امام اشاره به شخص شاه كردند.
 
و يا مثلاً در قضيه سرباز گيري كه گفتند همه بايد در اين سن به خدمت وظيفه بروند و ریختند در حوزه و بسیاری از طلاب را گرفتند، همه گفتند الان حوزه‌ها خالي مي‌شود، دانشگاهها چنان مي‌شود، ايشان در واکنش به اين موضوع گفتند، نه اصلاً بيايند مصطفي را هم ببرند، تازه اموزش‌هاي نظامي را هم مي‌آموزند.
یا اگر بخواهم مثال دیگری بزنم بعد از آنکه این قضایا اتفاق افتاد، مرحوم آیت الله حکیم نامه ای به حضرت امام نوشتند که ایشان به نجف بروند، از طرف حکومت هم پیام دادند که ما گذرنامه شما را می دهیم، شاه به امام پیام دادند که اگر میخواهید بروید، ما شرایط را فراهم می کنیم، اما اگر جواب شما منفی بود و بخواهید جواب بدهید، دستور می دهم به خانه هایتان بریزند و زنها خانه‌ها را بر سرتان خراب کنند.
 
امام وقتی دیدند اینگونه موضع می گیرند، نامه ای به مرحوم آیت الله حکیم نوشتند و تحت آن نامه همه مطالب خود را بیان کردند و تاکید داشتند که باید بمانیم و مقاومت کنیم.

خوب خالا به پاسخ سؤال برگرديم. سؤال من اين است كه حالا كه بعضي‌ها اين مطالب را مي‌گويند، آخر منظورشان چيست؟
منظور اين است كه امام در خانه چه مي‌كرد و يا مثلاً در مورد وجوهات سختگيري مي‌كرد؟ منظور چيست ؟ يا اينكه مي‌خواهند يك سري از انديشه‌ها ي حياتي امام در رابطه با حكومت و حركت اسلامي را نقد كنند.
اگر بنا شود در رابطه با امام اينگونه برخورد كنند كه هر كسي بر مبناي نظر خودش و ديد خودش و منافع خودش بگويد مثلاً اين مفيد بوده است و ان مضر و ديگري قبول نداشته باشد، آيا ما نبايد حق بدهيم كه اينها هم بيايند اين مسائل مطرح كنند.
 
خوب همين عده مي‌آيند مي‌گويند خوب‌هاي شما بد است. مثلاً يك كسي مي‌گويد جمهوريت در نگاه امام پررنگ تر است،خوب ديگري مي‌گويد نه خير اسلاميت اين چنين است.
مثلا اينكه اول انقلاب هم مي‌آمدند و نظرات مختلف را طرح كردند كه مثلاً جمهوري دمكراتيك و يا حكومت اسلامي بايد بر قرار شود، اما ايشان مي‌گويد جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه بيش، حالا هر كسي مي‌آيد از ظن خودش اضافه و كم مي‌كند.
 
عزيزي در خصوص نوع حکومت اسلامی در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب نظری داشت.در سال‌هاي مبارزات قبل از انقلاب بيشتر است، زندان رفته، شكنجه شده، آمده و گفته است كه نه امام گفته حكومت اسلامي، آيا مي‌شود به او گفت آن حق دارد و تو نداري. و حالا در جواب بگويد بروید پرونده‌ها را باز كنید. در هر دو حالت نتيجه كار هر دو طرف يكي است.
 
اگر همه بخواهند مثلاً راجع به مباني اساسي امام مثل ولايت فقيه مثل اسلاميت و جمهوريت مثل قانون اساسي اينگونه بحث كنند، آن وقت همه چيز بهم مي‌خورد.
مي خواهيم سوء استفاده نشود،خوب مي‌گويم، ولايت فقيه طبق قانون اساسي، انتخابات مطابق موازین قانونی و با قرائت امام، بگويم چرا استصواب؟ اگر هست چرا مطلق، چرا دخالت نيروهاي مسلح در انتخابات.
اينها مهم است و بايد پيگيري كرد. امّا اينكه بگويم رأي نباشد يا جمهوريت فلان باشد و حتي بر نظرات امام، شرايط زماني و مكان را در نظر نمي‌گيريم همه چيز بهم مي‌خورد. به كسي هم نمي‌توانيم بگوييم چيزي نگو.

يكي از دلايل تشكيل حزب هم همين بود. ديدم هر كسي حرفي مي‌زند، تشكيلاتي نيست، بايد كار منظم شود.
آخرين سؤال هم كه بنده از اين برادر عزيز دارم اين است كه آخر چرا نقد امام، آخر چي گير ما مي‌ايد. 19 سال است كه امام رفته، همه سر سفره امام هستيم. من و تو همه سر سفره امام هستيم.
برويم سراغ نقد خودمان كه چه كرديم اصلاً از روزنامه مي‌خواهم فضايي بوجود اورد كه بصورت دوستانه و آزاد بيايند بنشينند بحث كنند چرا آن اقبال مردمي اينگونه شد.
 
من اينجا از آيت ا... شاهرودي هم مي‌خواهم اگر مطلبي مطرح شد براي اين آسيب شناسي، ايشان با حسن نظر نگاه كنند. هر چند هم يك عده بيان كردند، بايد روشن شود كروبي كه رئيس مجلس بوده چه كرده، فلاني كه مسئوليت داشته چه نقشي داشته است.
حالا هي شما مي‌گوييد برويم دنبال نقد امام، مي‌گويند قتل‌هاي زنجيره‌اي بايد بازخواني شود، امّا در مورد خودمان مي‌گوييم، نگوييد، باز نكنيد. اينجا من سؤال مي‌كنم طرح خروج از حاكميت به عنوان یکی از مسائل آن مقطع از كجا مطرح شدموضوعی که در کشور سابقه نداشته است،آخر يك جمعي كه در حكومت دو قوه دارند بيايند اينگونه مباحث را مطرح كنند.
 
آخر اين تصميم كجا گرفته شد، مؤثر‌ها چه كساني بودند.من كه رئيس مجمع بودم خبر نداشتم. آقای خاتمی هم از این موضوع خبر نداشتند، اعضاء مجمع خبر نداشتند. با هر كه صحبت مي‌كرديم خبر نداشت.
مگر نگفتند خروج از حكومت. الان قاعدتاٌ هيچ كس قبول ندارد. الان دارند برنامه مي‌ريزند كه برگردند. در رياست جمهوري آمدند و شركت كردند، دارند برنامه مي‌ريزند براي بعد كه بيايند. چرا نمي‌گذارند اين طرح نقد شود.

همان موقع عده‌اي نه قولا نه عملاٌ قبول نداشتند و عده‌اي قولا قبول نداشتند، الان كه ديگر نه قولا و نه عملا قبول ندارند. آن موقع كه يكسري نامه نگاري‌ها يي در سطح مجلس بود هم تلفيقي و هم در سطح كابينه مكاتبه كردند.
اگر درست بود چرا ادامه ندادند مثلاٌ وزرا را كه رد كردند استانداران را كه رد كردند چرا همكارانشان به شوراي نگهبان نامه ننوشتند. آن موقع كه آنها را آوردند تهران، حالا كه عده‌اي رد شدند چه آنهاكه اسم نوشته‌ها و چه آنها كه اسم ننوشتند، نامه‌اي به شوراي نگهبان ننوشتند، تلاش‌ها و نامه نگاري‌ها كه نبايد منوط به قدرت باشد.
لرها يك مثال دارند كه اگر از اسب افتاديم، از اصل كه نيافتاديم. اگر طرف وزير بود، اگر طرف رئيس مجلس بود بايد اقدام كنند كه آقاي شوراي نگهبان همكارمان را چرا رد كرده اي؟ و حالا كه هيچ كاري نمي‌توانيم بكنيم و امام در بين ما نيست و رحلت كرده برويم سراغ نقد امام؟
 
البته يك عده قليلي همان موقع مطرح كردند و تبعات آن را هم پذيرفتند. اين كه يك چيزي بگويم و فردايش چيز ديگري كه نمي‌شود. يا مثلا موضوع رفراندوم از كجا آمد، كجا مصوب شد داستان عجيبي است.
دربهار سال 1381 در منزل ما يك جلسه با حضور آقايان خاتمي، موسوي خوئيني‌ها و نبوي برگزار شد. آقاي نبوي در آن جلسه گفت: عده ای می گویند باید موضوع نظارت استصوابی راحل کنیم و از قول دیگران مطرح کردند بالاخره این وضع استصواب مانده و می گوید باید در خواست رفراندوم کنیم و البته نگفت عقیده من هم هست. هر سه نفر ما با دلائل مختلف مخالفت كرديم.
من گفتم آخر براي چه بايد اينكار را بكنيم. براي استصواب و يا براي چيز ديگر. گفتم ما اگر بخواهيم موضوعي را بيان كنيم همين موضوع استصواب است ؟ من نگرانم ؛ بروند و موضوعات ديگري مطرح كنند و مطالب تند تري بگويند.
حتي استناد كردم به برخي روشنفكران كه گاها از ما هم ضربه خورده بودند. در ادامه گفتم راهش اين است كه برويم براي اصلاح قانون انتخابات لايحه بنويسيم و ببريم مجلس و قطعا شورای نگهبان رد می کند که با تاکید مجلس لایحه به مجمع تشخیص مي‌رود.
 
بعد من به عنوان رئیس مجلس مصاحبه مي‌کنم و بعد آقای خاتمی در این خصوص اظهارکند و بعد خدمت رهبری مي‌رویم و از ایشان کمک مي‌خواهیم با رئیس مجمع که در اینگونه موارد که همیشه ما را کمک کرده است، رایزنی می کنیم و یک نتيجه حاصل مي‌شود و يك چيز وسطي به دست مي‌آيد، نه شوراي نگهبان مبسوط الاختیار می شود و نه بر اساس نظر جمعی هر تصمیمی بخواهد بگیرد.
آقاي نبوي گفت بسيار خوب است و من مي‌روم در وزارت كشور پيگيري مي‌كنم. اولا چندماهی گذشت و خبري نشد بعد يك دفعه شنيديم لايحه يكي ديگر زائيده و ومعروف به لايحه دوقلو شد و لايحه اختيارات رئيس جمهور هم به آن اضافه شده است که در لایحه ابتدایی اختیارات بخصوص در بخش مجلس، قابل دفاع نبود.
حتی آقای موسوی خوئینی‌ها می گفتند که اگر این لایحه تصویب شود، رئیس جمهور بعد از شما نباشد چه خواهد شد و وضعیت امروز را ببینید، واقعا امروز چه مي‌کردیم.
اصلا من آن موقع كه آن را خواندم تعجب كردم. خوب بايد بدانيم اين كجا تصويب شده، كجا نوشت شده؟ خوب اگر مي‌خواهيد نقد كنيد، اول نقد منطقي از خودمان بكنيم حتي جلسه بگزاريم و در كنار هم بشينيم.
شما كه مي‌گوئيد همينطوري نقد نكنيم، خوب اگر امام را نقد كنيم همه چيزمان از بين نمي‌رود؟ انقلاب و نظام نابود نمي‌شود؟ لذا خواهش مي‌كنم مراقب باشيد.
 
به عنوان آخرين سؤال چگونگي شكل گيري مدل نظام جمهوري اسلامي براي ايران بعد از انقلاب در انديشه و افكار امام را به عنوان يكي از ياران و نزديكان ايشان بيان فرماييد.
در اين خصوص بايد بگوئيم كه اين نظر من است و ممكن است درست باشد و يا نباشد.
من معتقدم امام به حكومت اسلامي در زمان غيبت معتقد بود يعني يك فقيه جامع الشرايط مي‌تواند در رأس امور باشد و جامعه را هدايت كند و حالا كه مي‌خواهد رهبري كند بايد لوازم آن مطابق نظر و ديدگاه‌هاي اسلامي پياده شود.
امام احساس مي‌كرد شرائط زمان و مكان بايد ملاحظه شود مردم بايد كاملا در نظام باشند و بر سرنوشت خود حاكم باشند.
 
حكومت بايد متكي به مردم باشند. حضور مردم با وعده ي اينكه به بهشت ميروند كه محقق نمي‌شود، مردم مي‌گويند تو به فكر اداره جامعه و تدبير امور باش ما خودمان مي‌دانيم چگونه به بهشت برويم.
لذا خوب ايشان آمدند بررسي كردند كه همه چيز متكي به رأي مردم باشد. اين با اسلام منافاتي ندارد در زمان پيامبر (ص) نيز آمدند و با ايشان بيعت كردند. حتي زنان در يك تشت آب با پيامبر (ص) بيعت كردند. علي (ع) هم بر مبناي اصرار و خواست مردم حكومت را پذيرفت.
 
و از طرفي گفتند چون مردم از همه اقشار هستند با سواد و بي سواد و روحاني و غير روحاني و لذا بايد امور كنترل شود و مي‌بينيم كه در شوراي نگهبان فقها را خود ايشان منصوب مي‌كنند و 6 نفر حقوق دان كه از فيلتر دو قوه مي‌گذرند، اينها نيز منتخب مردم هستند.
در اين حالت است كه است گردش قدرت رخ مي‌دهد. نا كارآمد‌ها كنار مي‌روند و پايگاه مردمي حفظ مي‌شود.
اين مدل اجتهاد پوياي حضرت امام بود كه توانست معضلات عصر امروز را براي جامعه اسلامي حل كند.
در پايان ياد و خاطره حضرت امام خميني (ره) گرامي مي‌دارم.
 
منبع : روزنا
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 14:40  توسط   | 



امام خميني، بزرگترين شخصيتي است که تأثير فراواني بر تاريخ معاصر ايران و جهان اسلام داشته و دارد. انديشه و آرا و ديدگاه‌هايي که ايشان در دوران زندگي پربار خود، بيان و ارايه کرده‌اند، توانسته روحيه، ديدگاه‌ها و رفتار مردم را در دوران حاکميت طاغوت، تغيير داده و تحول اساسي در نگرش و نظريات مردم ايران پديد آورد. تا پيش از ظهور امام خميني، مردم ايران بروز هر رخدادي را از چشم نيروهاي خارجي مي‌ديدند و هر نوع تغييري را تنها با کمک قدرت‌هاي ديگر امکان‌پذير مي‌دانستند، ولي امام خميني توانست با اتکا به ديدگاه اسلامي، به انفعال سياسي مردم ايران پايان داده و حضور انسان‌ها در سرنوشت خويش را، جايگزينِ ناظر بي‌اراده بودن آنها كند.

امام خميني در آغاز، ايجاد هر نوع تحول در جامعه را تغيير و تحول در نگرش و بينش انسان‌ها مي‌دانست و معتقد بود که: «ان الله لا يغير ما بقومٍ حتي يغيروا ما بانفسهم».

امام سرچشمه همه قدرت‌ها را خداوند متعال مي‌دانست و بر اين باور بود که اگر مردم در راه اراده الهي قرار گيرند، مي‌توانند بزرگترين كارها را انجام دهند. بر همين اساس، او ظرفيت و اراده مردم را بزرگترين منشأ و عامل توليد قدرت مي‌دانست. در دوران سلطنت پهلوي که همه اميدها به تغيير شرايط دچار يأس شديد شده و دين الهي در انزوا بود، امام خميني تنها راه دگرگوني اوضاع و تحقق روح اسلام در جامعه ايران را، از توده‌هاي مردم انتظار داشت. ايشان معتقد بود، براي ايجاد يک جامعه اسلامي، بايد بزرگ‌ترين مانع موجود را که همانا وجود رژيم شاهنشاهي و استبداد ريشه‌دار و سلطنت پهلوي در ايران است، از سر راه برداشت. او به توانايي و اراده مردم باور داشت و بر اين باور بود که با دست خالي مردم، ولي با وحدت و انسجام آنها مي‌توان بساط بزرگترين قدرت تحت حمايت آمريکا را از سرزمين ايران برچيد. او هيچ‌گاه در داشتن چنين عقيده‌اي دچار تزلزل نشد و توانست با اقبال زياد مردم به اسلامي که او ارايه مي‌کرد، به بزرگترين مطالبه تاريخي مردم ايران، تحقق بخشيده و بساط سلطه خارجي را از سرزمين ايران برچيند و به حضور پنجاه هزار مستشار نظامي آمريکا بر ارکان ارتش ايران پايان دهد و قواي نظامي ايران را از ابزاري در خدمت شيطان بزرگ بودن، به مجموعه‌اي تحت فرمان ملت تبديل كند. انديشه برپايي يک حکومت الهي و زنده کردن دوباره حاکميت علوي با اراده و خواست مردم، از موفقيت‌هايي بود که ايشان توانست با جلب افکار عمومي به آن دست يابد. او هيچ‌گاه خود را بي‌نياز از مردم نمي‌دانست و بزرگترين مشکلات استقرار نظام جديد در ايران را با ياري از مردم و با همت آنان، حل مي‌کرد.


 

جنگ تحميلي را با قدرت مردم و با ظرفيت نيروهاي مسلح، با پيروزي تمام به پايان برد. کشور را به مرحله اي از قدرت رسانيد که آمريکا از بازگشت به ايران، مأيوس شد. بزرگترين دستاورد انقلاب او، «ايجاد روحيه خودباوري و توانستن» در بين مردم ايران بود. او توانست به تحقير تاريخي ملت ايران پايان داده و ايجاد قسط و عدالت اجتماعي را سر لوحه کار دولت مردان جمهوري اسلامي قرار دهد. او مي‌خواست نظام ظلم حاکم بر ملت‌ها را از سراسر جهان براندازد و تشکيل دولت‌ها را با آرا و خواست مردم محقق سازد؛ بنابراين، بزرگداشت امام خميني، ارج نهادن به ايران و ايراني و دين و مکتب است. ما با بزرگ داشتن امام خميني، تنها يک تن و يک شخصيت الهام‌بخش را بزرگ نمي‌داريم، بلکه تاريخ و فرهنگ و منش ايراني را ارج مي‌نهيم و در پي آن، بدان مي‌نازيم و سرافرازيم که ايراني هستيم و بخت آن را يافته‌ايم که در اين سرزمين الهي ـ که يکي از بهترين بوم‌هايي است که خداوند آفريده‌ ـ زاده‌ شده‌ايم و در دوران و عصر امام خميني زيسته‌ايم.

ديگر آن‌که به ويژه در اين روزگار پرآشوب که روزگار گسستني‌ها و از خودبيگانگي‌هاست و فرهنگي بيگانه که پديده‌اي اهريمني است، به ياري فناوري رسانه‌اي در هر سويي بساط مي‌گسترد، ما ناچاريم براي آن‌که ايراني بمانيم و اسلامي زندگي کنيم، خويشتن و هويت خود را باز يابيم و به اين ترتيب، براي بازيافتن خويشتن، ناگزير مي‌بايد خود را بشناسيم و براي شناخت خود نيز هر آيينه ‌بايد به مکتب امام خميني بازگرديم و آن را بشناسيم، زيرا هويت کنوني ما ايرانيان را در عصر جديد با ظهور چنين شخصيتي و چنين انسان والايي مي‌شناسند. او هم‌اکنون بخشي از شناخت جهانيان نسبت به ايران است.

امام خميني، ايراني‌ترين ايراني است که مي‌شناسيم. او آرمان ايران بودن است. هر ايراني بيدار دل و خويشتن شناس که به ايراني بودن خويش سرافراز است، وامدار و سپاسگزار خميني است. هيچ سياستمداري را در پهنه گيتي نمي‌شناسيم که به اندازه امام خميني بر مردم سرزمين خويش اثر گذاشته باشد. از آن است که ايرانيان در سال‌ها، همواره اين پير پاک و پارساي خميني را گرامي داشته‌اند.

کار بزرگ امام خميني که جدا کردن ايران از نظام سلطه جهاني بود و اثر شگرف او بر فرهنگ و ناخودآگاهي تباري ايران بود، همچنان در روح ايرانيان جاري است و هر ساله با بزرگداشت او در چهاردهم خرداد تداوم مي‌يابد.

دکتر حسين علايي
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 14:33  توسط   |