

« با تاسي به قانون اساسي ، بازگشت به انديشه هاي امام و پيروي از رهبري »
لطفا آرامش را به جامعه برگردانيد
گفتمان اقتصادي به جاي مناقشه سياسي



در حالي كه يك سال تا پايان دوره دوم رياست آيتالله شاهرودي بر دستگاه قضائي باقي مانده است، گمانهزنيها درباره رياست آينده اين قوه آغاز شده است.
با توجه به عدم تمايل آيتالله شاهرودي بر ادامه مسئوليت در دستگاه قضائي، معرفي فرد جديدي در پايان رياست ايشان بر دستگاه قضائي توسط رهبر انقلاب قطعي است و در اين حال، در گمانهزنيهاي انجامشده نام شش چهره روحاني براي رياست آينده دسگاه قضائي مطرح شده است.
حجتالاسلاموالمسلمين ابراهيم رئيسي كه داراي 25 سال سابقه قضائي است، يكي از گزينههاي رياست آينده دستگاه قضائي ميباشد که اجتهاد وي در انتخابات مجلس خبرگان توسط شوراي نگهبان تأييد شده است.
آيتالله صادق لاريجاني، عضو فقهاي شوراي نگهبان كه حدود بيست سال سابقه تدريس خارج فقه و اصول دارد، از جمله چهرههاي حوزوي مطرح براي رياست آينده دستگاه قضائي است.
آيتالله دري نجفآبادي، دادستان كل كشور نيز از جمله چهرههاي مورد توجه در گمانهزنيها براي رياست آينده دستگاه قضائي است و در کنار او نام حجتالاسلاموالمسلمين سيداحمد خاتمي، كارپرداز مجلس خبرگان رهبري نيز در مطبوعات مطرح شده است.
اما پنجمين چهرهاي كه به تازگي از او به عنوان گزينه احتمالي رياست دستگاه قضائي نام برده ميشود، حجتالاسلاموالمسلمين ناطق نوري است كه در مقايسه با ديگران، از سابقه اجرايي بالاتري برخوردار است.
وي علاوه بر وزارت كشور در دوران امام خميني(ره)، رياست مجالس چهارم و پنجم را بر عهده داشته و بيش از ده سال است كه مسئوليت بازرسي ويژه رهبري را بر عهده دارد كه در اين مدت، رسيدگي به برخي پروندههاي مهم قضائي را نيز بر عهده داشته و از چهرههاي مورد اعتماد رهبر انقلاب به شمار ميرود.
در اين ميان، نام آيتالله محمدي ريشهري نيز مطرح است. وي علاوه بر جايگاه علمي و تجربه دادستاني، سابقه خدمت به عنوان نخستين وزير اطلاعات جمهوري اسلامي را نيز دارد و اكنون نماينده رهبر انقلاب و سرپرست حجاج ايراني است.
انتصاب پنجمين رئيس قوه قضائيه در حالي توسط رهبر انقلاب صورت ميگيرد كه پس از آيتالله شهيد بهشتي، آيتالله موسوي اردبيلي، دادستان كل كشور، توسط حضرت امام(ره) به اين سمت منصوب شد و پس از آن توسط رهبر انقلاب، آيتالله يزدي، از فقهاي حوزه علميه و نايب رئيس دو دوره مجلس شوراي اسلامي براي ده سال و آيتالله شاهرودي از اعضاي فقهاي شوراي نگهبان و حوزه علميه نيز براي مدت ده سال به اين سمت منصوب شدند.
هماكنون نكته اينجاست كه با توجه به اختيارات بالاي رئيس دستگاه قضائي، چگونه فردي اين مسئوليت خطير را بر عهده گيرد كه علاوه بر قوّت علمي و اجتهاد، از توان بالاي مديريتي نيز برخوردار باشد.
سيد محمد خاتمي و «بوندويک» پس از ديدار دوجانبه در اسلو در جمع خبرنگاران رسانههاي نروژي و بينالمللي حاضر شدند و به سؤالات آنان پاسخ گفتند.
در ابتدا نخستوزير سابق نروژ، در مورد کارگروه زنان که روز گذشته با مشارکت بنياد گفتوگوي تمدنها (ژنو) در اسلو برگزار شد، توضيحاتي ارائه کرد. در پايان اين گزارش دو طرف بر ادامه همکاريهاي مشترک و توسعه فعاليتهاي دو بنياد تأکيد کردند.
به گزارش روابط عمومي موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، نخستين سؤال را خبرنگار يکي از شبکههاي خبري نروژ در مورد پرونده اتمي ايران مطرح کرد.
سيد محمد خاتمي در پاسخ توضيح مختصري درباره سير پرونده ايران داده و با اشاره به عضويت ايران در NPT بر حق ايران براي بهره برداري از فن آوري صلح آميز هستهاي تأکيد کرد.
وي در ادامه افزود: افزايش قيمت نفت و کاهش ذخاير جهاني نفت و گاز، جهان را ناگزير از روي آوردن به سمت بهره گيري از انرژيهاي نو خواهد کرد. در حال حاضر پرونده ايران مشکل حقوقي ندارد و آنچه امروز مسأله را بغرنج کرده بحثي سياسي است. حق ايران کاملاً روشن است و ايران در چارچوب مقررات آژانس حرکت ميکند. راه حلي جز مذاکره بدون شرط براي باز کردن گره پرونده هستهاي ايران وجود ندارد و تهران آماده نشستن بر سر ميز مذاکره است. مذاکرهاي بدون هرگونه پيش شرط. منطقه ما منطقهاي بحران زده و در عين حال استراتژيک است و هر بحران ديگري در منطقه، خصوصاً اگر ايران يکي از طرفهاي آن باشد براي همه زيانبار خواهد بود.
سؤال دوم به انتخابات آينده رياست جمهوري در ايران و چگونگي مشارکت مؤثر ايران در بازگرداندن ثبات به عراق اختصاص يافت.
سيد محمد خاتمي در پاسخ به اين سؤال انتخابات آينده در ايران را مشابه انتخابات در کشورهاي ديگر دانست و از اينکه تغيير ساختار قدرت در ايران از طريق انتخابات صورت ميگيرد اظهار خرسندي کرد.
وي در ادامه اظهار داشت: مسائل داخلي مختص ايران نيست و کم و بيش در تمام کشورها شاهد بروز اختلاف نظرهاي داخلي هستيم. البته بديهي است که در کشورهايي با دموکراسي نوپا شاهد بروز مسائل و مشکلات بيشتري باشيم، اما من به سرانجام کار خوشبينم. در مورد انتخابات آينده رياست جمهوري در ايران هم نتيجه هرچه باشد، چنانچه برآمده از آراي آزاد مردم باشد، قابل قبول و مورد احترام است. در مورد عراق هم همه ما شاهديم که عراق در بحران جدي به سر ميبرد. ايران از نفوذ زيادي در عراق برخوردار است، اما نبايد از نفوذ ايران تعبير دخالت در امور عراق کرد. اين نفوذ ريشهاي تاريخي دارد. ما با اشغال عراق مخالف بوديم، مشکل عراق ميتوانست به صورت ديگري حل شود. وضعيت فعلي به نفع افراطيون است. عراق نيازمند امنيت است و اين امنيت بايد توسط خود عراقيها برقرار شود. ما از ابتدا طرفدار استقرار قانون اساسي و دموکراسي بوديم و خوشبختانه در هر دو کشور دوستان ما بر سر کار آمدند. روا نيست که نفوذ تاريخي ايران در منطقه به دخالت تعبير شود. ايران نه قصد دخالت در امور داخلي عراق را دارد و نه به چنين کاري دست ميزند.
وي افزود: سياستمداران منصف اروپايي و آمريکايي به درستي به اين مسأله معترفند که ايران بايد در حل بحران منطقه نقشي محوري داشته باشد. چه بسا ادعاي دخالت ايران در عراق و فشا نابه جا به ايران منجر به تقويت برخي جريانهاي تندرو در منطقه شود و اين خود خشونت مضاعف را به دنبال خواهد داشت. اشتباهات آمريکا در اشغال عراق و افغانستان سبب تقويت و بسط خشونت در منطقه شده و اميدوارم آمريکا و هم پيمانانش با اشتباهي ديگر وضعيت بحراني منطقه را بحراني تر نکنند.
رئيس جمهوري سابق ايران در پاسخ به سؤال خبرنگار آسوشيتدپرس درباره انتخابات آينده رياست جمهوري آمريکا و تأثير آن در روابط ايران و آمريکا و دنياي اسلام و غرب گفت: انتخابات آمريکا مربوط به مردم آمريکا است. لزوماً روي کار آمدن رئيس جمهوري جديد مسائل را حل نخواهد کرد. آنچه لازم است تغييري اساسي کند سياستها و استراتژي هاست. سياستمداران آمريکايي بايد اين حقيقت را باور کنند تهديد و زور در روابط دنياي امروز جايي نداشته و به ابزاري مضر تبديل شده است. آمريکا براي دنيا برادر بزرگ تر نيست. آمريکا هم کشوري است از کشورهاي دنيا و البته کشور بزرگ و قدرتمندي است. اما سياستمداران آمريکايي بايد بپذيرند که همه کشورها منافع و شخصيت قابل احترامي دارند. اميدوارم سياستهاي دولت بعدي آمريکا واقع بينانه تر باشد.
وي گفت: زمان آن فرا رسيده که آمريکا به جاي اينکه قدرت سياسي، اقتصادي و علمي خود را صرف سرکوب و تحقير و اشغال کند، آن را در راه توسعه و ثبات و امنيت در جهان به کار بندد. آمريکا در حالي عامل ترويج خشونت در جهان شده که ميتوانست بزرگ ترين نقش را در استقرار ثبات بين المللي بازي کند. آمدن و رفتن افراد مهم نيست، وقت آن رسيده که سياستها قدري منطقي، خردورزانه و صلح جويانه باشند.
بندويک هم در ادامه اظهار اميدواري کرد پس از تغييرات سياسي ماههاي آينده در آمريکا و ايران شاهد گفتوگو و ارتباط منطقي ميان دو کشور باشيم.
خبرنگار AFP سؤال مشابهي در مورد انتخابات آينده رياست جمهوري در ايران و موضع رئيسجمهوري سابق کشورمان با توجه به اعلام بازنشستگي وي پرسيد.
پاسخ سيد محمد خاتمي با اين جمله آغاز شد که آدمي در گذر ايام به سن و سالي ميرسد که نيازمند آرامش براي تمرکز بر پارهاي امور شخصي خويش دارد، اما متأسفانه سياست بازنشستگي ندارد. من هم مانند هر ايراني نسبت به سرنوشت کشورم حساسم و تا جايي که بتوانم فعال خواهم شد. تصميم در زمينه نوع فعاليت من به شرايط کشور و اينکه کجا ميتوانم آرمانها را بهتر پياده و پيگيري کنم بستگي دارد.
وي افزود: در حال حاضر از فعاليتهاي بينالمللي خود راضيم و در دنياي اسلام نيز براي توجيه و پيشبرد تفکر منطقي، خردورزانه و آزاديخواهانه اسلام که سخت به آن معتقدم و نيز برقراري فرهنگ ديالوگ براي رسيدن به صلح توأم با عدالت و کرامت تلاش ميکنم. بايد منتظر آينده بود.
خبرنگار ديگري با اشاره به خبرهاي منتشر شده در مورد اجراي دو حکم اعدام در ايران خواستار توضيح سيد محمد خاتمي شد. رئيس بنياد گفت و گوي تمدنها (ژنو) با تأکيد بر اين نکته که هيچ انسان معتدلي از کشته شدن يک انسان خرسند نميشود ادامه داد: مجازات اعدام در بخشهايي از دنيا با توجيهات حقوقي خاصي اجرا ميشود و در بسياري از سيستمها نيز منع شده است. در بخشهايي از آمريکا هم مجازات اعدام هنوز اجرا ميشود. اسلام هم براي برخي جرايم مجازات اعدام را تأييد کرده، اما شرايطي که براي اجراي اين حکم در نظر گرفته به گونهاي است که اجراي اين حکم به ندرت صورت ميگيرد. من معتقدم نبايد در صدور و اجراي حکم اعدام سخاوتمند بود. رهبري ايران و رئيس قوه قضائيه هم علاقمندند صدور و اجراي حکم اعدام در ايران به حداقل برسد.
يکي ديگر از خبرنگاران حاضر در اين جلسه با اشاره به انتشار اخباري غيررسمي از تمرينات نظامي اسرائيل براي حمله به تأسيسات اتمي ايران نظر سيد محمد خاتمي را در اين مورد جويا شد. خاتمي با تبليغاتي خواندن اين اخبار تصريح کرد: اسرائيل در حال حاضر به هيچ وجه در موقعيت مناسبي قرار ندارد و بعيد است مرتکب چنين اشتباهي بشود. اين روشها بحران زا است، نه از بين برنده بحران. ايران به هيچ عنوان از بروز بحران استقبال نميکند. آمريکا و اسرائيل هم بايد بدانند که اگر بحراني نو ايجاد شود دود آن به چشم همگان خواهد رفت.
آخرين سؤال نيز به درخواست يکي از مقامات ارشد نروژ از دولت ايران براي تجديد نظر در مجازات اعدام کودکان در ايران اختصاص يافت که سيد محمد خاتمي در پاسخ تصريح کرد: مجازات اعدام در مورد کودکان بزهکار در ايران به هيچ وجه پيش از رسيدن به سن قانوني اجرا نميشود.
منبع : تابناک
چند روز پیش تصمیم داشتم برای دخترم هدیه ای بخرم ازسرمهر تا شاید گوشه ای از محبت بی کرانش راجبران نمایم. از این رو یک روز بعد ازفراغت ازکاربه همین قصد به سمت بازارتهران روانه شدم بادوصد شور وشوق. شنیده بودم آنجا ازشیرمرغ تاجون آدمیزاد پیدا می شود با تنوع زیاد قیمت.
به توصیه یکی از دوستانم به کوچه مروی دربازارتهران رفتم ، به راستی متاعی نیست که بخواهی وآنجا درپیدا کردنش در مضیغه باشی.
من نیز پس از مدت کوتاهی آنچه میخواستم را یافتم. بسیارشادمان بودم. یادم هست که عروسکی بود خرس جمال با پیراهن دکمه ای برتن. رفتم داخل مغازه وازفروشنده تقاضا کردم که آنرا برای وارسی بیشتربه من دهد،آری درست همانی بود که میخواستم. اما دیری نپائید که خوشحالی من با اعلام قیمت ازسوی فروشنده به
غمگینی مبدل شد. قیمت بسیار بیشتر از موجودی جیبم بود.
چندین مغازه دیگر را هم سرزدم اما انگار عروسک هم به جرگه کالاهای لوکس پیوسته بود که خرید آن از عهده کارمندانی مثل من خارج بود. خواستم کالای دیگری را برای خرید انتخاب کنم اما انگار تورم وگرانی منحصر به کالای خاصی نبود.
قیمت ها به طرز بی سابقه ای افزایش یافته بود. هرچه را انتخاب می کردم باید چندین برابر گذشته اسکناس سبز میدادم.
حال چندین ماه عدم دریافت حقوق راهم به این ماجرا اضافه کنید.
بله درست شنیدید چندین ماه عدم دریافت حقوق که آن هم قصه ای داردبس شنیدنی......
امروز درست 3ماه و2روز است که از پرداخت آخرین حقوق ماهانه می گذرد و ظاهراً امیدی هم به روزهای آینده نیست.
یادم هست که آخرین بار که برای دریافت حقوق هایمان مراجعه کردیم اواخر سال گذشته بود. آن هم بدون پرداخت اضافه کاریها وحق مأ موریتها واز آن زمان تا کنون دیگر هیچ!!!
البته بی انصافی است اگر نگویم به علت فشار بی سابقه پرسنل اعلام شد که مبلغی به صورت علی الحساب به حساب هر یک از آنها واریز شد،200 هزار تومان،300 هزار تومان در همین حدود....به بعضی ها هم که اصلاً پولی نرسید.
با این اوصاف تنها راهی که مانده بود گذشتن ازخیرخرید عروسک یا هر هدیه دیگری. بنابراین تصمیم گرفتم در مسیر خانه یک سری هم به پارک سرکوچه زده وبه دور از چشم باغبان پارک، گلی را ازدم تیغ احساس بگذرانم و با لبخندی مصنوعی آمیخته،نصیب دخترم کنم.
داستان بالا نوشته ای بود از یکی از همکارانم در شرکت......
به راستی اشکال کار کجاست که مهندسی با مدرک دانشگاهی ازخرید یک هدیه برای خانواده خود عاجز است؟
به امید کنترل تورم از سوی مسئولین وبهبود وضعیت شرکت م .ب.د جهت پرداخت حقوق کارمندانش.
این هم یادداشت اینجانب در نقد مصاحبه اقتصادی رییس جمهور محترم در رسانه ملی در تاریخ۲۵/۹/۸۶
مواضع رييس جمهور در قبال تورم و رشد لجام گسيخته نقدينگي بازتابهاي متفاوتي را در بخشهاي مختلف جامعه به همراه داشت. به هر حال مصاحبه آقاي احمدي نژاد مانند هر مصاحبه ديگري حائز نكات مثبت و منفي سياسي و اقتصادي بود. لكن به زعم نويسنده برخي از تحليل هاي افراطي در چند روز گذشته و خروج برخي از مفسرين از دايره انصاف مانع از واقع نگري پيرامون مسائل و مشكلات اقتصادي گشت. در اين مجال و در يادداشت پيش رو سعي بر اين است كه در حد توان زواياي مختلف مصاحبه و نقاط روشن وتاريك مورد بازنگري قرار گيرد :
الف : اعتراف رييس جمهور به اشتباه دولت در اعطاي تسهيلات مسكن :
اين مورد از موارديست كه جامعه واقعاً نمي داند آنرا جزو امتيازات رييس جمهور (شجاعت اعتراف به اشتباه ) برشمرد يا ضعف وي (عملكرد اقتصادي دولت ) . به هر حال آنچه مبرهن است از گذشته كمتر شاهد بوده ايم كه مسئولين (به جز برخي استثناها) در مقابل عملكرد نامطلوب خود زبان به اقرار اشتباه گشوده باشند ، لكن اين امر چيزي از گناه عملكرد نسنجيده دولت كه موجب افزايش نقدينگي در جامعه گشت نمي كاهد.
ب : انعكاس حجم قابل توجهي از مشكلات به دوش مجلس :
شايد اين نكته از مبهم ترين نقاط مصاحبه رييس جمهور بود كه حتي واكنش نمايندگان مجلس را نيز بر انگيخت. به راستي كيست كه نداند مجلس هفتم رام ترين و هم سوترين مجلس با دولت طي ادوار گذشته بوده است؟ تا جايي كه رييس محترم مجلس افتخار اين مجلس را آرامش مطلق آن ميداند. آيا اين مجلس هماني نيست كه دست دولت را براي برداشت ميلياردها تومان از حساب ذخيره ارزي باز گذاشت تا برخلاف آنچه سياست انقباضي عنوان مي شود عملكردي انبساطي را از دولت شاهد باشيم. آيا انداختن مشكلات به دوش مجلس و مبرا دانستن دولت از تقصيرات بهانه جويي نيست؟
شايد بهترين تعبير همان تعبير آقاي افروغ باشد كه مجلس هم چوب را خورده هم پياز را .
ج : وجود عوامل مافيا در بخشهاي مهم اقتصادي از جمله مسكن :
مافيا چه كساني هستند؟ جهت پاسخ به اين سوال دو قسم به ذهن متبادر است: 1- بخش خصوصي كه خارج از دولت وبه طور مستقل عمل مي كند كه پرواضح است كه به علت شرايط خاص وسهم ناچيز اين بخش از اقتصاد كشور فاقد اثرگذاري در معادلات اقتصاديست. 2-اساساً مافيايي وجود ندارد و از آن چون گذشته به مثابه ابزاري تبليغاتي بهره جسته مي شود كه اگر وجود خارجي داشت چگونه است كه نزد افكار عمومي معرفي نمي شوند؟ كمااينكه هميشه سخن از اين طيف همراه با كلي گويي وبه شكلي مبهم بر زبان مسئولين رانده شده است، به اين عبارات كه بارها شنيده شده است توجه كنيد : بعضي از مطبوعات ، عده اي از دانه درشتها ، برخي از مديران و ...
د: تاثير عوامل خارجي از جمله كاهش ارزش دلار و افزايش قيمت واردات بر رشد تورم :
به نظر مي رسد بيان عامل فوق يكي از موجه ترين بخشهاي مصاحبه رييس جمهور بود ، به هر حال نمي توان كتمان كرد كه افزايش قيمت نفت و به تبع افزايش قيمت فراورده هاي نفتي تاثيرات مستقيمي بر اقتصاد كشوري كه مصرف كننده اين فراورده هاست خواهد شد.
اما سوال اساسي اينجاست كه به راستي چرا بايد واردات تا اين حد بي برنامه و خارج از كنترل باشد كه چنين لطماتي را به بدنه بيمار اقتصاد وارد آورد و سوال اساسي تر اينكه در دوسال گذشته رفتار دولت در اين راستا چگونه بوده است؟ آيا سياستها به سمت مهار و كنترل واردات وتكيه بر توليدات داخلي بوده يا اينكه....!؟
در هر صورت به نظر ميرسد اكنون وقت آن است كه با نظري بلند و بهره گيري از نظرات تمامي صاحب نظران اقتصادي نسخه اي پايدار براي اقتصاد بيمار كشور پيچيده شود و از متهم كردن يكديگر و فرافكني پرهيز شود.چرا كه بازنده اينگونه رفتارها مطمئناً مردمي خواهند بود كه پشتوانه اصلي نظام مقدسمان مي باشند.
طرح عزل مديران مجرد که در برخی استان ها به طور جدی پیگیری می شود در مناطقی از کشور ، به کارکنان عادی هم سرایت کرده به گونه ای که اولتیماتوم هایی برای افراد مجرد تعیین شده است که یا ازدواج کنند و یا اخراج شوند!
به گفته محمدحسين جهانبخش به رغم اين که حکم شهردار يکي از شهرهاي تازه تاسيس استان ابلاغ شده بود، حکمش نگه داشته شد تا پس از ازدواج، شروع به کار کند.
اما این طرح گویا در یکی از سازمان های بسیار مهم نفتی کشور جدی تر از این حرف هاست و طی اولتیماتومی به همه مجردین ( و نه فقط مدیران مجرد) دستور اکید داده شده است که تا پایان تابستان ازدواج کنند و الا ...
متن این اطلاعیه را بخوانید:
سلام علیکم
با سلام
عطف به مذاکرات مکرر قبلی با همکاران مجرد در خصوص تشکیل خانواده و اجرای سنت نبوی (ص) متاسفانه مشاهدهمی گردد بعضی همکاران به وعده خود عمل نموده و همچنان مجرد باقی مانده اند و از آنجا که تأهل یکی از شرایط اشتغال در اموری مانند حراست می باشد و با توجه به این سخن نبی گرامی اسلام مبنی به اینکه ( من تزوج فقط "فقد" تزوج نصف دینه) و ( النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی لیس منی) هرکس ازدواج نماید همانانصف دین خود را حراست نموده و نکاح و ازدواج سنت من است و هر کس از سنت من روی بگرداند پس از من نیست ، لذا برای آخرین بار اعلام می دارد تا پایان شهریور 87 کلیه همکاران غیر متأهل اعم از ذکور و اناث فرصت دارند تا نسبت به انجام فریضه مهم و اخلاقی ازدواج اقدام نمایند . در غیر این صورت در تاریخ 87/8/1 برای تسویه حساب به پیمانکار معرفی خواهند شد .
اجرکم عندا...
منبع :عصر ایران
خبرگزاري فارس در اين باره گزارش داد كه بر اساس گزارش حراست دانشگاه بوعلي سيناي همدان از اين جلسه، پاليزدار در سخنان خود از ۴۴ نفر از جمله ۹ روحاني در پرونده مفاسد اقتصادي نام برده است. همچنين به گزارش ايسنا، معاون اين دانشگاه گفته است كه “پاليزدار حرمت اشخاص را نگه نداشته و قبل از اينكه حكمي در دادگاه عليه كسي صادر شده باشد و ادعاي تخلفات نامبرده اثبات شده باشد، افراد را به عنوان متخلف و با اسمهاي خاص معرفي كرده است.”
افشاگر جديد كيست
فردي كه سخنان وي در دانشگاه همدان به احتمال قوی از امروز به بعد به یکی از جنجالی ترین مباحث رسانه ای کشور تبدیل خواهد شد ، خود را “دبير كميته تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه مستقر در سازمان بازرسي كل كشور” معرفي كرده است. با اين حال خبرگزاري فارس گزارش كرده كه “عباس پاليزدار” تنها “مدتي را با هيات تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه همكاري ميكرده” است.
اما بررسيهاي بيشتر نشان ميدهد كه وي در واقع براي مدتي “دبير اجرايي” كميته تحقيق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضاييه بوده و مسئوليت اصلي او نيز رياست “دفتر مطالعات زيربنايي” در “مركز پژوهشهاي مجلس” است. وي طراح اصلي طرح اعمال مجازات اخلالگران اقتصادي و نيز قانون تصويب شده عليه شركتهاي هرمي بوده است و پيش از آنكه مدير امور زيربنايي مركز پژوهشهاي مجلس شود، مشاور كميسيون اقتصادي مجلس و قبل از آن هم سخنگو و دبير هيات امناي خانه صنعتكاران ايران بوده و از چند سال پيش در تلاش بوده تا فتواي مراجع تقليد را براي تحريم جريمه ديركرد تسهيلات بانكي و سودهاي مضاعف دريافت كند.
عباس پاليزدار در انتخابات دوره سوم شوراهاي شهر و روستا از حوزه انتخابيه تهران نامزد شده بود و در ليست ”ستادهاي مردمي حاميان احمدي نژاد” نيز قرار گرفت، اما نتوانست به شوراي شهر تهران راه يابد.
تعطيلي تشكل محافظهكار و تكرار اتهامات
مهم ترین چهره هایی که دبیر هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه در این افشاگری ها از ایشان نام می برد روحانيان سرشناسي چون افراد زیر هستند :
م.ا.ک (عضو شوراي نگهبان و امامجمعه تهران)،
م .ی (عضو شوراي نگهبان و مجلس خبرگان، دبير جامعه مدرسين حوزه علميه قم و رئيس سابق قوه قضاييه - امام جمعه تهران)،
ا.خ (عضو جامعه مدرسين و عضو سابق فقهاي شوراي نگهبان)،
ع .ن (رييس بازرسي ويژه دفتر آيت الله خامنه اي و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام)،
م (معاون رئيس دفتر رهبري)، م. ر (رئيس سابق بنياد مستضعفان)،
ح.ع (دبيركل سابق مؤتلفه)، …
پاليزدار اين بار در سخنان خود دستگاه قضايي را “محور مفاسد اقتصادي كشور” توصيف كرد و اين قوه و به خصوص سازمان بازرسي كل كشور را به عدم همكاري با تحقيق و تفحص مجلس متهم كرد. وي گفت: “سازمان بازرسي كل كشور تلاش داشت كه هيات تحقيق و تفحص از قوه قضائيه به پرونده هاي فعلي دسترسي پيدا نكند و به همين دليل مسئولان پرونده ها را به مرخصي اجباري مي فرستاد، اما پس از گذشت يك سال اطلاعات به دست ما رسيد… اين اطلاعات شامل پرونده هاي فروش سئوالات كنكور، فروش كارخانجات دولتي به بخش خصوصي، كارخانه ايران خودرو، شركت هاي خادمي، ذوب آهن اصفهان و پرونده هاي زمين خواري در وزارت جهاد سازندگي و همچنين احداث پاركينگ طبقاتي در فرودگاه مهرآباد بود.”
.
متن كامل سخنان اخير درباره نقش بعضی مقامات عالی رتبه ناظم در مفاسد اقتصادي
متن کامل سخنرانی پاليزدار که در یک جلسه رسمی و علنی در دانشگاه همدان ایراد شد [ اسامی ذکر شده در سخنرانی طبق تصمیم شورای سردبیری هفت تیر سانسور شد ] :
[…] چرا ما نمي توانيم با مفاسد اقتصادي برخورد كنيم چون سران بزرگ مملكت در اين رابطه دخيل هستند و در حال حاضر دولت به تنهايي به مبارزه با اين مفاسد برخاسته كه فكر مي كم نتواند موفق باشد. اگر بخواهم فقط چند پرونده كوچك مفاسد اقتصادي را بگويم آنوقت مي بينيد كه چه مصيبتي كشور را گرفته كه داد رهبر را هم درآورده و به خاطر بعضي مسايل رهبر بايد به صورت سربسته به مردم بگويد كه در كشور چه خبر است.
كساني كه به عنوان مفسد اقتصادي در كشور در حال فعاليت هستند تحت حمايت ش[] رئيس [] قرار دارند. وقتي طي ۱۶ سال گذشته پرونده هايي از مفاسد اقتصادي بررسي شده و مديران به دادگاه معرفي و دادگاه حكم ۵ ريال ۱۰ ريال براي متهمان داده، ببينيد چه مصيبتي بر سر كشور آمده است.
پرونده شهرام جزايري هم كه مطرح شد، مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادي ديگر است، ولي چون شهرام جزايري اسامي يكسري مفاسد اقتصادي و افراد وابسته را اعلام كرد مورد ضرب و شتم قرار گرفت چرا كه منافع بسياري از علما و سران به خطر افتاده بود.
در حال حاضر ۱۲۳ پرونده مفاسد اقتصادي كشور در كميته تحقيق و تفحص مجلس در دست بررسي است ولي اگر بخواهيم پرونده واقعي مفاسد اقتصادي را بيان كنيم، اصلاً نمي توانيم باور كنيم.
[مجلس خواست از خود قوه قضاييه تحقيق و تفحص كنند، كه مخالفت كردند و نگذاشتند] به رهبر انقلاب متوسل شدند. مقام معظم رهبري نوشتند كه آقاي شاهرودي، همانند ديگر دستگاهها در تحقيق و تفحص عمل گردد . كميته بنديها صورت گرفت و در دستگاه قضايي كميته بندي شد و هر كميتهاي در يكي از دستگاهها مستقر شد. براي مسائل اجرايي اين تفحص هم، ما مستقر شديم در سازمان بازرسي كل كشور.
نامهنگاري كرديم، اما برخلاف فرمايش مقام معظم رهبري، با وجود نامههايي كه ما زديم و نامههايي كه […] مثلا ما گفتيم مسئله فروش سؤالهاي كنكور چه بود؟ پروندهاش را بدهيد كه چه كسي [در اين كار] دست داشت. اينها پروندههاي اصلي را نميدادند كه ببينيم چه كسي دست داشت، پروندههاي فرعي را ميدادند. خلاصه ما هم دست پيدا كرديم به كدهايي […] به جاهايي كه رسيديم، مرخصيها شروع شد […] خلاصه ما فجايعي كه اتفاق افتاده در جمهوري اسلامي را ديديم. خدا را شاهد ميگيرم كه شبها خوابم نميبرد. گريهام ميگرفت كه ما اينهمه شهيد داديم، اينهمه مصيبتها مردم كشيدند. حالا بدون توجه به اينهمه فقر و مصيبتها و مشكلاتي كه مردم دارند، كساني كه مردم پشت سرشان نماز ميخوانند، رفتهاند اين كارها را كردهاند؟ خدا شاهد است خوابم نميبرد، هفتهها خوابم نميبرد، روزها خوابم نميبرد.
خلاصه ديدم كه يك آقايي ( آیت الله ا.ک) آمده و نامه زده كه پسرش معلول جسمي است. گفته ميخواهم يك مؤسسه توانبخشي بزنم كه پسرم هم برود در آن مؤسسه توانبخشي، دم دست خودم باشد. ۱۰۰ تا، ۲۰۰ تا، ۳۰۰ تا معلول را نگهداري كنيم در آنجا، پسرم هم مسئول آنها باشد. گفتند: باشد، خدا پدرت را بيامرزد. مؤسسه را كه ثبت كرده و كارش را استارت زده، نامه زده به آقاي […] گفته كه من ساپورت نياز دارم، نميتوانم خرج كنم كه، بايد نظام به ما كمك كند. چهكار كنيم؟ فلان معدن را، معدن سنگ دهبيد فارس را بدهيد به اين آقا. آقا اين سنگ مرمر بهترين سنگ مرمر دنياست، از منابع انفال جمهوري اسلامي است. بدهيم به شما؟ بله، بدهيدش به من. معامله انجام شد و اين معدن را به اين آقا واگذار كردند. دوباره بعد از يك مدت گفت آقا اين معدن كافي نيست، معدن […] زنجان را هم بدهيد به ما. چهار تا را كه ما پيدا كرديم، چهار تا معدن را يك آقايي از علما گرفته، كه مردم هم پشتش نماز ميخوانند متأسفانه.
[يكي از حاضر خواستار اعلام اسم فرد ميشود] اگر اجازه بدهيد، اسم نبرم. شايد بعضيها خداي نكرده … [تعداد بيشتري خواستار اعلام اسم فرد مورد اشاره ميشوند] خب بعضيها معتقدند كه اگر اسم بياوريد مردم نسبت به مذهبشان بياعتقاد ميشوند. من اين اعتقاد را ندارم ها… مردم ما مذهبشان پايه و اساسش وصل نيست به علما، وليكن بعضيها چون اين اعتقاد را دارند من مراعات ميكنم… [اعتراض جمعي. يكي از دانشجويان ميگويد بگوييد تا پشت سرش نماز نخوانيم.] نه ديگر، اگر بنا باشد ما بگوييم و شما نماز نخوانيد كه نميشود… [ادامه همهمه] باشد، من چند موردي را اسامياش را ميگويم. اين يكي كه عرض كردم، آقاي ا. ك است. استاد اخلاق و امام جمعه []
عرض شود خدمتتان كه، يك آقایی (م.ی) رفتهاند از مقام معظم رهبري اجازهاش را گرفتهاند كه براي خواهران دانشكده علوم قضايي ميخواهيم بزنيم در قم. چيز خوبي است كه خواهران هم در آن فضا حضور داشته باشند، اگر متهمي از خواهران [بود] از او بازجويي كنند و از اين حرفهاي اينطوري. خلاصه نظر آقا را گرفتند كه اين دانشكده تأسيس شود. آقا استقبال كردند و مجوز صدور دانشكده را دستورش را دادند. مؤسسه اين دانشكده بلافاصله بعد از گرفتن مجوز رفتند دنبال ساپورتهاي مالياش. [نوشتند:] جناب آقاي نعمتزاده، محبت فرماييد در جهت حمايت از تأسيس اين دانشكده، كارخانه لاستيك دنا را كارشناسي كنيد جهت اين دانشكده. آورند كارشناسي رسمي دادگستري را، چون آقاياني كه اين مؤسسه را تأسيس كرده بودند در دستكاه قضايي هم بودند، آن كارشناسان رسمي دادگستري هم ميترسيدند كه قيمتي تعيين كنند كه به اينها بر بخورد، حتما بايد قيمتي ميگفتد كه خوش به حال اينها بشود. زدند ۱۲۶ ميليارد. در صورتي كه ما معتقديم ۶۰۰ ميليارد هم بالاتر بود. تازه، ۱۲۶ ميليارد كه ويلاهايش در شمال را نزدهاند، اصلا در آمار نياوردهاند، زمينهاي شيرازش را در آمار نياوردهاند، پول نقد موجود در حسابش را هم در آمار نياوردهاند، اين طوري به ۱۲۶ ميليارد واگذاري كردند.
آن آقا نامه نوشتند كه آقاي نعمت زاده: محبت كنيد تخفيف منظور فرماييد. آقاي نعمتزاده هم نوشتند ۵۰ درصد تخفيف [خنده حضار] از مال بابايش ميخواست ببخشد. دوباره نوشتند كه محبت كنيد تخفيف ديگري منظور بفرماييد. خلاصه پنج بار نامهنگاري انجام شده، معدن ۱۲۶ ميلياردي به ۱۰ ميليارد واگذار شد. بعد از آن دوباره نوشتند كه ما حالا امكان پرداخت اين پول را نداريم، ترتيباتي فراهم نماييد تا امكان پرداخت اين پول براي ما فراهم شود. نوشتند كه ۸۰ درصدش را اقساط بلندمدت و ۲۰ درصد يعني ۲ ميلياردش را هم نقدي پرداخت كنيد. گفتند ما آن ۲ ميليارد را هم نداريم نقدي بدهيم، ما بررسي كردهايم كه اموال كارخانه لاستيك دنا به اين مقدار ميرسد، از شما مهلت ميخواهيم كه اينها را بفروشيم تا بتوانيم اين پول را بدهيم. گفتند كه باشد، سفتهاي ارائه بدهيد به مدت ۹ ماه و ما اين را نقد از شما ميپذيريم. گفتند آقا پول هم نداريم كه سفته بخريم! نوشت كه آقاي محمدتقي بانكي، مديرعامل سازمان صنايع ملي ايران، ۲۳ ميليون تومان از صندوق سازمان صنايع ملي ايران برداشت كنيد و سفته بخريد، برويد آيتالله فلاني و فلاني امضا كنند و كارخانه را تحويلشان بدهيد. و بعد از چند وقت ديديم كه كارخانه هم در بورس فروخته شد و واگذار شد كه به آن پشت پردهايهايي كه اينها را هدايت ميكنند. اينها آلوده دست آنها شدهاند، [کساني] مثل آقاي گنجي. نه، آن گنجي سياسي را نميگويم، آن آقاي گنجي [را مي گويم] كه صاحب كارخانه مهرام است و تمام كارخانههاي سرايهگذاري بانك ملت و سرمايهگذاريهاي بانك صادرات و چه و چه. واگذار شد به آنها و رفت، چند ميليارد هم زدند به جيب و رفتند. اين كه عرض كردم لاستيك دنا، مال آقاي م.ی بود - آقاي م . ی رئيس سابق قوه [] - در زمان رياستش و آقاي م. ش نماينده خبرگان استان قم.
مجددا آقاي م.ی برميدارد مي نويسد كه جناب آقاي فروزش، حميد ما بيكار است! ترتيبي اتخاذ فرماييد كه از جنگلهاي شمال جهت صادرات چوب بهرهمند گردد. آقاي حمید.ی، پسر آقاي ی ، مديركل حوزه رياست قوه [] بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگلهاي شمال را [اين طوري] به تاراج بردند و رفتند. يعني طوري شده بود كه در اين پرونده من ديدم كه يكسري مردم بيچاره شمال كه حق قانونيشان بود، و به اندازه هيزمشان و به اندازه مصرفشان چوب انبار كرده بودند، يا شايد يك خورده بيشتر مصرف كرده بودند يا حتي برده بودند و فروخته بودند يا انبار كرده بودند يا هرچي، [آنها را] گرفته بودند بازداشت و پاسگاه و بگيرد و بنند، كه خانواده شهدا ريخته بودند جلوي زندان. علت آنكه اين پرونده هم ثبت شده بود، اين بود كه كسي به اينها را گفته بود كه آقاي حميد .ی چطور اينهمه چوب را به تاراج ميبرد و ما كه يكي دو تا يا چند تا هيزم و چوب برداشت كردهايم، شما ما را به عنوان متهم گرفتهايد؟ بعد از آن بود كه ديدند دارد مشكل ميشود، آنها را آزاد كردند. اسنادش هست، به موقعش اگر لازم باشد و يك موقع دوستان اطلاعات به ما نگويند كه آقا اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادي و اينها طبقهبندي دارد و چه و چه، اسنادش را هم داريم.
آقاي م.ی از اين دست كارها در كارهاي قضايي ميكند، حالا يك وقتي بر اثر فشار مردم [عقب نشيني هايي صورت مي گيرد] چطوري است فشار مردم؟ اينطوري [که بالا گفتيم]…
هر كارخانهاي ضايعات دارد، ضايعات صنعت خودرو يك چيزي نيست كه بريزند بيرون يا بخواهند بازسازياش كنند. مثلا جك آن شكسته يا درش خط افتاده يا چراغش شكسته يا از اين دست چيزها. اينها را قانون ميگويد ”ماشينهاي كارشناسي” است و به صورت صفر كيلومتر طبق مزايده به مردم واگذار ميشود […]
ايران خودرو ميآيد به دستگاه قضايي اعلام ميكند كه ما به همه قاضيها ماشين [کارشناسي] ميدهيم، ماشين پرشيا ميدهيم و زير قيمت. خب چجوري؟ اين ماشين كارشناسي است، ما هم تشخيص ميدهيم كه اينها را ۸ تومان، ۹ تومان بدهيم. ديديم كه كارخانه ايران خودرو بدون هيچ ضابطهاي به قضات قوه قضاييه ماشين پرشيا به نصف قيمت داده، بقيهاش را هم به اقساط، خيليها هم كه ماشين به نامشان شد قسطها را هم نپرداختند. همين بذل و بخششها باعث شد صداي خيليهاي ديگر در بيايد، از همين نهادها و بنيادها. مثلا “بنياد نهجالبلاغه”، [که گفتند] ۵۰۰ دستگاه بهاش بدهيد آقا! ديد كه بدش نميآيد، گفت ۵۱۷ تا ديگر هم بدهيد. بنياد نهج البلاغه كي هست؟ علي اكبر ناطق نوري، حسين دينپرور، معزي، عسگراولادي، رفيق دوست… يا مثلا ميآيند ميدهند به باشگاه پرسپوليس. باشگاه پرسپوليس كيست؟ آقاي عابديني. ۲۰۰۰ دستگاه بهشان بدهيد. بنياد ديگري به نام “همگرايي انديشه”، كيست اين بنياد؟ آقاي فلاحيان، آقاي علم الهدي، آقاي X و Y، تعاوني وزارت كشور، ۲۰۰۰ دستگاه [گرفتند آنها هم] … [يا] صنايع هوافضاي وزارت دفاع، فلان قدر. موشك كروز، فلان قدر. حوصله خواندن همهاش را ندارم، يك ليست ۳۰ تايي از اينها هستند كه اين ماشينها را زير قيمت به آنها واگذار كردند. كدام ماشينها؟ ماشين كارشناسي؟ نه، به اسم كارشناسي. شروعش با ماشين كارشناسي وارد شد، بعد ماشين صفر كيلومتر ميآوردند ميدادند به آقايان، به اسم كارشناسي. جالب است كه آن ۹-۸ ميليون را هم پول نقد نميگرفتند ها، از دم قسط. باز جالب است بدانيد كه چون اينها هم كار سرشان ميشد، دو سه قسط را ميدادند و بقيهاش را نميدادند.
[اين طور بود که] مردم صدايشان درآمد، چطوري صدايشان درآمد؟ وقتي كه ماشينهاي كارشناسي خواستند به مردم بدهند. ماشينهاي ديگر را كه به نام كارشناسي دادهاند و رفته، چطوري به مردم بگويند ما هنوز ماشين كارشناسي داريم[؟] نميتوانند بگويند. حالا ماشين كارشناسي و ماشين خراب را به عنوان صفر به مردم ميفروشند. حتما براي بعضي از شماها هم اتفاق افتاده كه ماشين صفر خريدهايد، اما هنوز راه نيفتادهايد اتفاقي براي ماشين افتاده. نگاه ميكنيد ميبينيد داخلش چيزي شكسته يا بدنهاش آسيب ديده يا خط افتاده، ولي به آنها، رئيس دفتر آقاي ادبي، رئيس اداره فروش ايران خودرو، در بازرسي كل كشور اعتراف كرده بود كه بله، آقاي ادبي ساعت ۸ شب به بنده گفته بود كه اين پرشياي صفر را ببر بده به آقاي X معاون سازمان بازرسي كل كشور. بعد صدايم كرده كه يك برفپاككن آن را بشكن، به عنوان ماشين كارشناسي ميخواهد بدهد ديگر، يك برفپاككن نو هم بگذار در ماشينش.
ببينيد با مردم چطوري بازي ميكنند. فساد اقتصادي تا كجا، اينقدر جسارت پيدا ميكنند، با مردم بازي ميكنند، تا هرجا كه دلشان ميخواهد. مردم سر و صدايشان درآمد. حدود هزار و سيصد و خوردهاي از اين ماشينها – که آدمهايش آدمهايي بودند كه پيگير مطالباتشان بودند - ميروند شكايت ميكنند كه به بازرسي كل كشور. سازمان بازرسي كل كشور ميگويد اهه، اين همانهاست كه ما گند زدهايم، حالا چكارش كنيم، پرونده را نه ميتوانيم بازش بكنيم، نه ميتوانيم ببنديمش و بگوييم به ما ربطي ندارد. نميشود، يكي دو تا نيستند كه، حدود هزار وسيد چهارصد تا آدم ريختهاند آنجا. مجبور ميشوند كه پرونده را ادامه بدهند. آن كارشناسهايي كه وسط كار بودند چيزي بهشان نرسيده بود ديگر، نميدانستند كه قصه چيست. آنها پرونده را ادامه ميدهند و ميروند جلو و نهايتا به جايي ميرسد كه همه مسائل رو ميشود. تا به جايي ميرسند كه پرونده ماستمالي ميشود و ميرود.
من در مقابل شهيد باكري ها و شهيد همتها و شهيد زينالدينها و… مجبورم، نميتوانم سكوت كنم. [تشويق حضار] آنها رفقاي من بودند… به ما ميگفتند راه شهدا را ادامه دهيد، امام را هوايش را داشته باشيد، نگذاريد امام تنها شود. ما چطوري ميتوانيم اينها را ببينيم و ساكت باشيم؟
بخواهم وقت شما را با اين موارد بگيرم، زياد است. مثلا معدن ذغال سنگ طبس، دوازده تا از معادن در استان خراسان توسط آقاي واعظ طبسي. پرونده المكاسب مال پسر آقاي واعظ طبسي [است].
اينها همانطور كه جناب آقاي احمدي نژاد گفتند در طول ۱۶ سال گذشته، البته نميخواهم بگويم در آن ۱۰ سال اول نبوده، چون شواهد نشان ميدهد كه آن موقع هم اتفاقاتي افتاده، ولي عمده اتفاقات در ۱۶ سال دولت آقاي هاشمي و خاتمي بوده، و آقاي احمدي نژاد گفتند اينها در اين ۱۶ شانزده سال يك شبكه مافيايي فاميلي ايجاد كردهاند و تنيدهاند در هم، كه پاره كردن اين شبكه مفاسد خيلي سخت شده است.
از هر زاويه اي بخواهيم به مفاسد اقتصادي بنگريم مصيبت بيشتري را خواهيم ديد. اما رئيس جمهور در برخورد با مفاسد اقتصادي با هيچ كس تعارف ندارد. وقتي گزارشهايي مبني بر تخلف برادر ريس جمهور به عنوان بازرس ويژه به رئيس جمهور مي رسد، احمدي نژاد فوراً او را بركنار ميكند كه بعداً مشخص ميشود اين گزارشها بيپايه و اساس بوده است، كه اين اقدام رئيسجمهور مي تواند امتياز بزرگي براي ملت ايران باشد.
احمدي نژاد مي خواهد دست مفاسد اقتصادي را از امكانات دولتي كوتاه كند. در حال حاضر دولت به تنهايي به مبارزه مفاسد اقتصادي برخاسته و هيچ كس دولت را حمايت نمي كند.
در پرونده قاچاق كالا از فرودگاه پيام، قاچاقچي بزرگ فرودگاه پيام هزار و صد پرونده قاچاق كالا دارد، اما هنوز موفق به بازداشتش نميشويم، چرا كه تحتالحمايه آقاي ن.ن است. در مورد سلطان شكر و مافياي شكر هم بايد بگويم كه آقاي مدلل، داماد يكي از علماي بزرگ بوده است. مدلل با همكاري شخصي به نام محمدرضا يوسفي اقدام به اين كار ميكردند كه پس از رو شدن فعاليتشان حاضر شده بودند ۷۰۰ ميليارد تومان براي مختومه شدن اين پرونده بپردازند.
در مورد قاچاق سيگار، اساسا توليد و قاچاق سيگار توليد توتون ايران را فلج كرده و كارگران اين كارخانهها را بيكار كرده.
[در پاسخ به سؤالي درباره سقوط هواپيماي شهيد كاظمي] اين پرونده را من بررسي نكردهام، اما طبق آنچه از شواهد پيداست، ميتوان ماجرا را عمدي داشت و دست يكي از سران وقت سپاه در آن دخيل بود. ما دو سقوط هواپيما داشتيم. يكي شهيد كاظمي و ديگري شهيد دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدي بود، پروندهاي هزار صفحهاي اين را ميگويد.
البته تصادف و كشته شدن كريمي وزير دادگستري سابق يك حادثه طبيعي بود. كريمي از جمله كساني بود كه در مبارزه با مفاسد جدي بود اما در بعضي موارد خيلي زيادهروي ميكرد، به طوري كه در قضيه خاك سرخ جزيره هرمز بدون دليل معدن را متوقف كرد به خاطر اينكه اعلام كردند اين معدن وابسته به آيت الله خزعلي است كه مشخص شد چنين چيزي در كار نيست.
درباره مفاسد اقتصادي آقاي ا.ه.ر و خانوادهاش هم، آن قدر مفاسد اقتصادي اين خانواده زياد است كه اصلاً قابل گفتن نيست. اما يكي از مفاسد اقتصادي اين خانواده كه ميلياردها دلار [بوده] از محل عدم پرداخت عوارض به دولت [بوده و] پول را بالا كشيدند، واردات خودروي دِوو بود. يك سوم جزيره كيش، پارك جنگلي در شمال [؟] را هم بايد از ديگر مفاسد اقتصادي خانواده ر بيان كرد.
در حال حاضر اسطبل اسب هي دختر ر فقط روزي ۱۰۰ هزار تومان پول هندوانههايي است كه براي اسبها مي ريزند. شركت نفتي اين خانواده به همراه عمه خانم يعني خواهر ر در كانادا هم كه ديگر قابل گفتن نيست.
پسر وسطي ر به نام مهدي كه در سازمان مديريت بهينه سوخت مديريت ميكرد، با استخدام زيباترين دختران از آنها چه سوء استفادههايي كه نميكرد و بعداً كه فيلم از اتاق او كشف شد عمق كثيفكاريهاي او مشخص شد..
عباس پاليزدار که از وي به عنوان دبير کميته تحقيق و تفحص از قوه قضاييه نام برده مي شود، طي دو سخنراني در روزهاي ۱۴ ارديبهشت در دانشگاه بوعلي همدان و هفتم خرداد در دانشکده حقوق دانشگاه شيراز دستکم ۵۰ تن از مقامات ارشد و روحانيان با نفوذ جمهوري اسلامي را با ذکر نام به «فساد اقتصادي»، «رانت خواري» و در برخي موارد به «فساد اخلاقي» متهم کرده است.
آقاي پاليزدار در گفت و گو با راديو فردا سخنراني هاي خود در دانشگاه هاي همدان و شيراز و متن منتشره از سخنان خود در اينترنت را تاييد کرد.
عباس پاليزدار در دو سخنراني خود بيش از ۵۰ تن از مقامات ارشد جمهوري اسلامي ايران را با اسم و اعلام سمت هاي آنها، متهم به «رانت خواري» و ارتباط داشتن با «مافياي اقتصادي» کرده است.
از جمله مقام هايي که وي در سخنراني هاي خود از آنها نام برده است مي توان به افراد زير اشاره کرد: عباس واعظ طبسي، توليت آستان قدس رضوي به همراه فرزندش ناصر واعظ طبسي، آيت الله محمد امامي کاشاني، عضو سابق شوراي نگهبان و امام جمعه تهران، محمد يزدي از اعضاي سابق شوراي نگهبان، مجلس خبرگان، و دبير جامعه مدرسين حوزه علميه قم و رييس سابق قوه قضاييه و فرزندش حميد يزدي، ابوالقاسم خزعلي، عضو جامعه مدرسين و عضو سابق فقهاي شوراي نگهبان، علي اکبر ناطق نوري، رييس بازرسي ويژه دفتر آيت الله علي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي، حجت الاسلام معزي، معاون دفتر رهبر جمهوري اسلامي، محسن رفيقدوست، رييس سابق بنياد مستضعفان و از بنيانگذاران سپاه پاسداران، حبيب الله عسگراولادي، دبيرکل موتلفه اسلامي، علي فلاحيان، وزير اسبق اطلاعات و علي اکبر هاشمي رفسنجاني به اتفاق فرزندانش.
آقاي پاليزدار همچنين علي لاريجاني، رييس مجلس هشتم را نيز به شدت مورد حمله قرار داده و در صلاحيت وي براي رياست مجلس هشتم ترديد کرده است.
علاوه بر اين، وي از يحيي رحيم صفوي، فرمانده سابق سپاه پاسداران به عنوان کسي نام برده که «احتمالا در سقوط هواپيماي حامل فرماندهان سپاه و از جمله احمد کاظمي فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران نقش داشته است.»
عباس پاليزدار از جمله نامزدهاي ستاد حاميان مردمي محمود احمدي نژاد در انتخابات دور سوم شوراي شهر است که چون اغلب ديگر حاميان دولت در آذر ۸۵ شکست سنگيني را در کارنامه خود ثبت کردند.
وي که از پژوهشگران مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي نيز به شمار مي رود همچنين وعده داده که به ساير استان هاي کشور سفر خواهد کرد و شرح فساد مقامات حکومتي را به گوش مردم خواهد رساند.
منبع : خبر گذاري دوستي
در افعال و افكار امام همان چارچوب و اصولي را كه در سال 42 داشت در سال 66 هم قابل مشاهده بود. • خوب خالا به پاسخ سؤال برگرديم. سؤال من اين است كه حالا كه بعضيها اين مطالب را ميگويند، آخر منظورشان چيست؟
يكي از دلايل تشكيل حزب هم همين بود. ديدم هر كسي حرفي ميزند، تشكيلاتي نيست، بايد كار منظم شود.
همان موقع عدهاي نه قولا نه عملاٌ قبول نداشتند و عدهاي قولا قبول نداشتند، الان كه ديگر نه قولا و نه عملا قبول ندارند. آن موقع كه يكسري نامه نگاريها يي در سطح مجلس بود هم تلفيقي و هم در سطح كابينه مكاتبه كردند.
امام خميني، بزرگترين شخصيتي است که تأثير فراواني بر تاريخ معاصر ايران و جهان اسلام داشته و دارد. انديشه و آرا و ديدگاههايي که ايشان در دوران زندگي پربار خود، بيان و ارايه کردهاند، توانسته روحيه، ديدگاهها و رفتار مردم را در دوران حاکميت طاغوت، تغيير داده و تحول اساسي در نگرش و نظريات مردم ايران پديد آورد. تا پيش از ظهور امام خميني، مردم ايران بروز هر رخدادي را از چشم نيروهاي خارجي ميديدند و هر نوع تغييري را تنها با کمک قدرتهاي ديگر امکانپذير ميدانستند، ولي امام خميني توانست با اتکا به ديدگاه اسلامي، به انفعال سياسي مردم ايران پايان داده و حضور انسانها در سرنوشت خويش را، جايگزينِ ناظر بياراده بودن آنها كند.
امام خميني در آغاز، ايجاد هر نوع تحول در جامعه را تغيير و تحول در نگرش و بينش انسانها ميدانست و معتقد بود که: «ان الله لا يغير ما بقومٍ حتي يغيروا ما بانفسهم».
امام سرچشمه همه قدرتها را خداوند متعال ميدانست و بر اين باور بود که اگر مردم در راه اراده الهي قرار گيرند، ميتوانند بزرگترين كارها را انجام دهند. بر همين اساس، او ظرفيت و اراده مردم را بزرگترين منشأ و عامل توليد قدرت ميدانست. در دوران سلطنت پهلوي که همه اميدها به تغيير شرايط دچار يأس شديد شده و دين الهي در انزوا بود، امام خميني تنها راه دگرگوني اوضاع و تحقق روح اسلام در جامعه ايران را، از تودههاي مردم انتظار داشت. ايشان معتقد بود، براي ايجاد يک جامعه اسلامي، بايد بزرگترين مانع موجود را که همانا وجود رژيم شاهنشاهي و استبداد ريشهدار و سلطنت پهلوي در ايران است، از سر راه برداشت. او به توانايي و اراده مردم باور داشت و بر اين باور بود که با دست خالي مردم، ولي با وحدت و انسجام آنها ميتوان بساط بزرگترين قدرت تحت حمايت آمريکا را از سرزمين ايران برچيد. او هيچگاه در داشتن چنين عقيدهاي دچار تزلزل نشد و توانست با اقبال زياد مردم به اسلامي که او ارايه ميکرد، به بزرگترين مطالبه تاريخي مردم ايران، تحقق بخشيده و بساط سلطه خارجي را از سرزمين ايران برچيند و به حضور پنجاه هزار مستشار نظامي آمريکا بر ارکان ارتش ايران پايان دهد و قواي نظامي ايران را از ابزاري در خدمت شيطان بزرگ بودن، به مجموعهاي تحت فرمان ملت تبديل كند. انديشه برپايي يک حکومت الهي و زنده کردن دوباره حاکميت علوي با اراده و خواست مردم، از موفقيتهايي بود که ايشان توانست با جلب افکار عمومي به آن دست يابد. او هيچگاه خود را بينياز از مردم نميدانست و بزرگترين مشکلات استقرار نظام جديد در ايران را با ياري از مردم و با همت آنان، حل ميکرد.

ديگر آنکه به ويژه در اين روزگار پرآشوب که روزگار گسستنيها و از خودبيگانگيهاست و فرهنگي بيگانه که پديدهاي اهريمني است، به ياري فناوري رسانهاي در هر سويي بساط ميگسترد، ما ناچاريم براي آنکه ايراني بمانيم و اسلامي زندگي کنيم، خويشتن و هويت خود را باز يابيم و به اين ترتيب، براي بازيافتن خويشتن، ناگزير ميبايد خود را بشناسيم و براي شناخت خود نيز هر آيينه بايد به مکتب امام خميني بازگرديم و آن را بشناسيم، زيرا هويت کنوني ما ايرانيان را در عصر جديد با ظهور چنين شخصيتي و چنين انسان والايي ميشناسند. او هماکنون بخشي از شناخت جهانيان نسبت به ايران است.
امام خميني، ايرانيترين ايراني است که ميشناسيم. او آرمان ايران بودن است. هر ايراني بيدار دل و خويشتن شناس که به ايراني بودن خويش سرافراز است، وامدار و سپاسگزار خميني است. هيچ سياستمداري را در پهنه گيتي نميشناسيم که به اندازه امام خميني بر مردم سرزمين خويش اثر گذاشته باشد. از آن است که ايرانيان در سالها، همواره اين پير پاک و پارساي خميني را گرامي داشتهاند.
کار بزرگ امام خميني که جدا کردن ايران از نظام سلطه جهاني بود و اثر شگرف او بر فرهنگ و ناخودآگاهي تباري ايران بود، همچنان در روح ايرانيان جاري است و هر ساله با بزرگداشت او در چهاردهم خرداد تداوم مييابد.
دکتر حسين علايي


